مفهوم حسی ـ حرکتی به ترکیب درون داد حواس یعنی دریافت محرکات محیط و برون داد یعنی ابراز آن به صورت عمل حرکتی اشاره میکند . این فراگرد آنچه را که در نظام اعصاب مرکزی کودک رخ میدهد منعکس میکند . آدمی دارای نظام حسی ششگانه ای است که همانند کانال های مکنده ، داده های خام جهان خارج را به درون نظام ادراکی هدایت میکنند . آن ها عبارتند از : بینایی ( نمود های عینی ) ، شنوایی ( آوا ) ، لامسه ( تماس ) ، احساس عضلانی ( حس حرکت ) ، بویایی ( بو ) و چشایی ( مزه و طعم ) .
برخی به اصطلاح رشد ادراکی ـ حرکتی تأکید دارند و فراگرد سازماندهی داده های خام را از راه حواس ، تعبیر و تفسیر مفهوم آن را تحت عنوان « ادراک » مورد توجه قرار میدهند . بدین معنی که اطلاعات ادراکی به پالایش اطلاعات حسی و ادراکی ـ حرکتی نیز به کنش متقابل کانالهای مختلف ادراک با فعالیت حرکتی اطلاق می شوئد (علیزاده،۱۳۸۵)..
در فراگرد یادگیری حرکتی ، کانالهای درون داد متعدد حس یا ادراک با هم یگانه شده و با فعالیت حرکتی همبسته میشوند و این امر بازخوردی ( وجه مهار ) را برای تصحیح ادراکات فراهم می کند . ازینرو ، در انجام یک فعالیت حرکتی نظیر پشتک زدن ، کودک سطحی را که روی آن ایستاده حس میکند . دارای تن آگاهی در فضا است ، وضعیت بدنش را تغییر میدهد ، تعادلش را نگه میدارد ؛ سطح تشک و دیگر اشیاء را در ارتباط با تغییر وضعیتش مورد ملاحظه قرار میدهد (می بیند ) ؛ صدای افتادن خود را در سطح تشک میشوند ، و آنگاه بدن خود را به منظور پشتک زدن ـ به طرز معینی حرکت میدهد . در تعلیم و تربیت معمولا روی نظام های بینایی ، شنوایی ، حس حرکت و لامسه تأکید می شود ، و از آن به عنوان عملی ترین راه های رشد حسی ـ حرکتی و ادراکی ـ حرکتی سخن به میان میآید(علیزاده،۱۳۸۵).. .
فعالیت ادراکی – حرکتی
واژه ادارکی – حرکتی در دهه های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ رواج یافت تا اهمیت تاثیری که نشانه های حسی و فرایندهای ادراکی در فعالیت حرکتی دارند را نشان دهد. در معنای وسیع، عمل ادراکی – حرکتی عبارت است از هر حرکت ارادی که برای پردازش اطلاعات عملکرد، به اطلاعات حسی متکی است. در واقع، همه حرکات ارادی ممکن است به عنوان یک عمل ادراکی – حرکتی نگریسته شوند. حرکاتی که در بخشهای پایینتر مغز کنترل میشوند (بازتابها) تنها حرکاتی هستند که به عناصری از ادراک نیاز ندارند. واژه ادراکی – حرکتی به فرایند سازماندهی اطلاعات ورودی با اطلاعات ذخیره شده که به عمل آشکار یا عملکرد منجر میشود، گفته میگردد. وجود خط فاصله بین واژه های ادراکی و حرکتی به دو دلیل خاص است: نخست آنکه وابستگی فعالیت حرکتی ارادی را به برخی شکلهای اطلاعات ادراکی توجیه میسازد. کلیه حرکات ارادی مستلزم عنصری از هشیاری ادراکی ناشی از برخی انواع محرکات حسی میباشد. دوم اینکه خط فاصله نشانگر این است که رشد تواناییهای ادراکی فرد تا حدی وابسته به فعالیت حرکتی است. به این ترتیب، آن ها از حرکت به عنوان یک واسطه مهم که به واسطه آن یادگیری رخ میدهد استفاده میکنند. کیفیت عملکرد حرکتی بر دقت ادراکی فرد و توانایی تفسیر ادراکات، درون ردیفی از اعمال حرکتی هماهنگ وابسته است، واژه هایی نظیر «هماهنگی چشم – سر» و «هماهنگی چشم – پا» به منظور بیان وابستگی حرکت مؤثر بر دقت اطلاعات ادراکی، مورد استفاده واقع شده است. فردی که روی خط پرتاب آزاد قرار دارد دارای شکلهای متعدد درون دادهای حسی است که باید دسته بندی و به صورت عمل ادراکی – حرکتی نهایی پرتاب بسکتبال ارائه شود. چنانچه ادراکات دقیق بوده و در توالی هماهنگی مرتب شود توپ به درون حلقه میرود، در غیر این صورت بازیکن توپ را از دست میدهد.
تئوری های ادراکی – حرکتی
مباحث در ارتباط با رشد حسی ـ حرکتی و ادراکی ـ حرکتی حاصل مروری است به آثار موجود در این زمینه که از صاحت نظرانی چون : ایتارد[۵۳] ( ۱۸۰۱) ، سکوین[۵۴] ( ۱۹۴ ) ، پیاژه[۵۵] (۱۹۶۳) و گزل[۵۶] ( ۱۹۴۳ ) بر جای مانده است .
علاقه به مطالعه رشد حرکتی ، یک موضوع تکراری در سراسر تاریخ تعلیم و تربیت خاص میباشد . در این قسمت توریهای چهار مکتب معاصر را در خصوص مباحث حسی ـ حرکتی و ادراکی ـ حرکتی در ارتباط با ناتوانیهای یادگیری می آوریم . این تئوریها عبارتند از : تئوری ویژوموتور[۵۷] از گتمن[۵۸] ، تئوری ادراکی ـ حرکتی[۵۹] از کپهارت[۶۰] ، تئوری موویژنی[۶۱] از بارش[۶۲] و تئوری تشکل نظام عصبی[۶۳] از دُمن[۶۴] ودلاکتو[۶۵] . اینجا از آن ها به عنوان وسیله ای برای بحث مفاهیم کلیدی رشد حرکتی و ارتباط آن با ناتوانیهای یادگیری استفاده کرده ایم .
تئوری گتمن : ویژه موتور ( دید حرکتی )
گتمن به سال ۱۹۶۵ مدلی از رشد نظام حرکتی و ارتباط متقابل آن با دگیری ابداع کردهاست . گتمن که یک بینایی سنج است مدل ابداعی اش نیز متاث از زمینه فکری و شغلی اوست . در مدل گتمن تأکید روی رشد vision یا « دید » است . مفهوم « دید » در تئوری گتمن قابل مقایسه با مفهوم ادراک است و منظور از آن یک نوع توانمندی است که انسان از طریق یادگیری به دست می آورد ، توانمندی فهم چیزهایی که دریافت آن ها از راه لامسه و ذائقه یا شامه و سامعه برای انسان مقدور نیست .
« دید » فراگردی است که آدمی طی آن مکان ( فضا )[۶۶] را به عنوان یک کل ادراک میکند و در این معنی با مفهوم بینایی و حساسیت بصری متفاوت است . چرا که بینایی به بیان ساده تر پاسخی است در برابر نور ، و حساسیت بصری هم به وضوح یا شدت نوری مربوط می شود که به شبکیه می تابد . دید در این چارچوب قابل یادگیری است و توانی است که انسان با بهره گرفتن از آن جهان را و رابطه خود را با آن میتواند تفسیر و تعبیر کند .
مدل دید حرکتی
مدل دید حرکتی گتمن کوشش میکند مراحل رشدی عملکرد کودک را در کسب مهارت های حرکتی وادراکی نشان دهد . این مدل برای نشان دادن وابستگی هر مرحله موفقتیت آمیز رشد به سطح پیشین طراحی شده است . هر سطح یا ردیف از تعدادی فعالیت های جداگانه ترکیب می شود . ردیف ها یا سطوح یادگیری که در این مدل طرح شده در پایین توضیح داده می شود .