تفاوت آموزش های سنتی و آموزش مبتنی بر رایانه را در سه جنبه ی عمده می توان مورد بررسی قرار داد.
فرایند آموزش:
الف) رویکرد سنتی: روش و محتوای آموزش برای همه.
ب) رویکرد آموزش مبتنی بر رایانه: روش و محتوای آموزشی دو سویه و مشارکتی به منظور هر نوع آموزش و برای همه.
زمان آموزش:
الف) رویکرد سنتی: بازه ی زمانی برای همه
ب) رویکرد آموزش مبتنی بر رایانه: بازه ی زمانی از جانب آموزش گیرنده تعیین می شود.
مکان آموزشی:
الف) رویکرد سنتی: مکانی خاص برای همه.
ب) رویکرد آموزش مبتنی بر رایانه: هر مکانی که آموزش گیرنده بتواند به مطالب آموزشی دسترسی پیدا کند (تاج الدین و نعمتی سرخی، ۱۳۹۱، ص ۱۱۱).
۲-۲-۹ طبقه بندی الگوهای تدریس:
از الگوهای تدریس، طبقه بندی های مختلفی صورت گرفته است. معروفترین و در عین حال جامع ترین طبقه بندی الگوهای تدریس که سایر طبقه بندی ها را هم پوشش می دهد، طبقه بندی جویس و همکاران است (به نقل از بهرنگی، ۱۳۸۷). در این طبقه بندی الگوهای تدریس در ۵ خانواده به شرح زیر گروه بندی شده است:
الف) خانواده الگوهای اجتماعی یادگیری: الگوهای این خانواده، یادگیری را حاصل فعالیت در گروه ها و اجتماعات یادگیری و در کل از طریق هم افزایی می داند. الگوهای اجتماعی تدریس، بر ماهیت اجتماعی انسان، چگونگی یادگیری اجتماعی و اینکه چگونه تعامل اجتماعی، یادگیری آموزشگاهی را افزایش می دهد، تأکید دارد. این خانواده شامل الگوهای همیاری، کاوشگری سازمان یافته، کاوشگری گروهی، ایفای نقش و کاوشگری به شیوه ی محاکم قضایی است.
ب) خانواده الگوهای پردازش اطلاعات: این خانواده بر روش های مبتنی بر کنجکاوی درونی انسان، برای درک جهان از طریق گردآوری و سازماندهی اطلاعات اولیه، کشف مسائل و ارائه راه حل های آنها و ایجاد مفاهیم و انتقال آنها تأکید دارد. این خانواده شامل الگوی تفکر استقرایی، الگوی دریافت مفهوم، الگوی کاوشگری علمی، الگوی یادیاری، الگوی بدیعه پردازی، الگوی پیش سازماندهنده، و الگوی مهارت آموزی کاوشگری است.
ج) خانواده الگوهای رشد عقلی و سازگاری: الگوهای این خانواده بر اساس نظریات رشد، چهارچوب هایی برای تفکر درباره شاگردان و سازگاری آموزشی با تفاوت های فردی آنان ترسیم می نماید که شامل الگوی سیستم های مفهومی، رشد شناختی و شرایط یادگیری است.
د) خانواده الگوهای انفرادی: خانواده الگوهای انفرادی بر آن هستند تا آموزش را چنان شکل دهند که افراد بتوانند خود را بهتر بشناسند، مسئولیت آموزشی خود را بر عهده بگیرند و به حدی بالاتر از رشد خود دست یابند تا در جستجوی زندگی سطح بالاتر باشند. به بیان دیگر، خانواده الگوهای انفرادی علاوه بر این باور که رشد شاگرد به عنوان یک فرد به لحاظ آموزشی به نوبه خود، هدف باارزشی است، اعتقاد دارد که فراگیران رشد یافته تر، مثبت تر و خودشکوفاتر در یادگیری توانمندترند. این خانواده شامل الگوی تدریس غیر مستقیم و الگوی افزایش عزت نفس است.
ه) خانواده سیستم های رفتاری: این الگوها بر پذیرش انسان به عنوان سیستم های مقابله پیام با رفتارهای خود، تصحیح و تغییر دهنده ی رفتار ناشی از اطلاعات دریافتی از نحوه ی عملکرد است. این خانواده شامل الگوهای تسلط یاب، آموزش مستقیم، شبیه سازی، یادگیری اجتماعی، و آموزش تقویت مدار (شرطی سازی) است (به نقل از گنجی و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۹۵ و ۹۶).
۲-۲-۱۰ روش آموزش مبتنی بر مشارکت گروهی:
آموزش مبتنی بر مشارکت گروهی روشی است که بر یادگیری از طریق کار با یکدیگر تأکید دارد. این رویکرد بر جایگزین کردن آنچه یادگیرندگان می توانند برای ابداع و مدیریت یادگیری از طریق مشارکت با دیگران انجام دهند، به جای آن چه که مربی یا سخنران انجام می دهد، تأکید دارد (اینگلتون[۲۴] و همکاران، ۲۰۰۵). اصطلاح «آموزش مبتنی بر مشارکت گروهی» به یک شیوه ی آموزشی اشاره دارد که یادگیرندگان در سطوح مختلف اجرا در گروه های کوچک در جهت یک هدف مشترک با یکدیگر کار می کنند. یادگیرندگان به همان اندازه که مسئول یادگیری خودشان هستند، مسئول یادگیری دیگران نیز هستند. بنابراین موفقیت یک یادگیرنده به دیگر یادگیرندگان کمک می کند تا موفق بشوند (گخال[۲۵]، ۱۹۹۵).
۲-۲-۱۱ مفهوم یادگیری مشارکتی و ضرورت کاربرد آن:
از میان الگوهای بسیار گوناگون تدریس می توان به یادگیری مشارکتی اشاره کرد. این الگو از نظر ساختاری زیر مجموعه خانواده الگوهای اجتماعی و برای آموزش همکاری است. ساز و کار این الگو به سبب وجود عوامل بارز و مؤثری چون روابط مثبت میان اعضا، همکاری در گروه های یادگیری، مسئولیت پذیری فردی و پیامدهای رضایت بخش گروهی، موجب دستاوردهای مثبت و شاخص در آموزش و پرورش دانش آموزان شده است. یادگیری مشارکتی با ایجاد شرایط مناسب برای آموختن راهبُردهای یادگیری، به انتقال یادگیری از طریق گروه به فرد، و کنش متقابل میان فراگیران با سطوح توانایی علمی ناهمگن در کلاس کمک می کند (بهرنگی و آقایاری، ۱۳۸۳).
به بیان مؤلفان کتاب الگوهای تدریس:
«هنگام کار کردن با یکدیگر انرژی جمعی به وجود می آوریم که آن را جمع افزایی می نامند. الگوهای اجتماعی تدریس برای این به وجود آمده اند که دانش آموزان با ایجاد جمع های یادگیری بتوانند از مزیت این پدیده برخوردار شوند. در اصل «مدیریت کلاس درس» موضوع توسعه روابط مبتنی بر همیاری در کلاس درس است» (جویس و دیگران، ۱۳۸۴).
یادگیری مشارکتی یک رویکرد آموزشی به یاددهی و یادگیری است که گروه های یادگیرندگان را در کار با یکدیگر، برای حل یک مسأله، تکمیل یک وظیفه، یا تولید یک محصول درگیر می کند. یادگیری مشارکتی بر این عقیده استوار است که یادگیری ذاتاً یک عمل اجتماعی است که شرکت کنندگان در آن با یکدیگر صحبت می کنند و از طریق صحبت کردن یادگیری اتفاق می افتد. به گفته ی سرینیوس[۲۶] یادگیری مشارکتی، آموزشی است که یادگیرندگان را در کار در گروهها، جهت تحقق بخشیدن به یک هدف مشترک، تحت شرایطی که شامل عناصر زیر است درگیر می کند:
وابستگی مثبت: اعضاء تیم مجبورند در دستیابی به هدف به یکدیگر تکیه کنند. اگر هر یک از اعضای تیم در انجام بخش مربوط به خود شکست بخورد هر کدام از اعضاء از پیامدهای آن رنج خواهد برد.
مسئولیت فردی: همه ی یادگیرندگان در گروه مسئول انجام دادن سهم خود از کار و تسلط بر همهی مواد آموزشی که باید یاد گرفته شوند، هستند.
تعامل ارتقاء دهنده: اگر چه برخی از گروه های کاری ممکن است تقسیم شوند و هر کس به صورت انفرادی کار کند، اما برخی باید به صورت تعاملی کار کنند، با اعضای گروهی که هر یک به یکدیگر بازخورد می دهند، با نتیجه گیری و دلایل یکدیگر چالش دارند، و شاید مهم تر از همه، به یکدیگر یاد می دهند و یکدیگر را در یادگیری تشویق می کنند.
استفاده مناسب از مهارت های مشارکتی: یادگیرندگان تشویق می شوند، و به توسعه و تمرین مهارت های اعتمادسازی، راهبری، تصمیم گیری، ارتباط، و مدیریت تعارض و اختلاف کمک می کنند.
فرایند گروهی: اعضای تیم اهداف گروه را تعیین می کنند، و متناوباً اینکه تا چه اندازه به عنوان یک تیم خوب کار کرده اند را ارزیابی می کنند و تغییراتی را که باید برای مؤثرتر بودن در آینده در کارکردشان بدهند تشخیص می دهند (دانشور، ۱۳۸۹).
۲-۲-۱۲ انواع تکنیک های یادگیری مشارکتی:
اسلاوین در سال ۱۹۹۱ در خصوص تکنیک های یادگیری مشارکتی از طریق آموختن با هم بیان می دارد که در جمع بندی از پژوهش های انجام شده در زمینه ی یادگیری مشارکتی، هشت شیوه یادگیری مشارکتی مطرح است که در تازه ترین پژوهش ها به کار گرفته شده و اثربخشی خود را در دستاوردها نشان داده و مورد تأیید قرار گرفته اند:
گروههای پیشرفت تیمی دانش آموزان[۲۷] در این شیوه دانش آموزان به گروه هایی که از ۴ تا ۵ نفر تشکیل می شود، تقسیم می شوند. در این گروهها دانش آموزان از لحاظ جنسیت، نژاد، زمینه های خانوادگی و فرهنگی و تجربیات قبلی و … متفاوت هستند. معلم ابتدا درس را ارائه می کند و بعد دانش آموزان در گروه ها به بررسی و مطالعه پیرامون موضوع می پردازند. در پایان دانش آموزان در آزمون های انفرادی شرکت نموده و سپس نمره های آزمون دانش آموزان با میانگین نمره های گذشته آنها مقایسه می شود و نمره نهایی بر اساس پیشرفت آن نسبت به عملکردهای گذشته آنها تعیین می شود. سپس نمره های فوق جمع بندی شده و نمره نهایی گروه را تشکیل می دهند. گروه هایی که تا سطح خاصی از معیارهای پیشرفت تعیین شده ارتقا یابند، به دریافت پاداش یا گواهینامه و … نائل می آیند. همه فرایند فوق، از زمان ارائه درس توسط معلم تا کارهای گروهی و شرکت در آزمون، معمولاً در سه الی پنج جلسه درس انجام می شود (فضلی خانی، ۱۳۸۱).
روش مسابقه تیمی یا رقابت و مسابقه تیمی[۲۸]: در این روش، روش تدریس معلم و کار گروهی کاملاً شبیه روش قبلی است، ولی تفاوت آنها در این است که دانش آموزان به جای شرکت در آزمون در مسابقات هفتگی شرکت می کنند. در این مسابقات دانش آموزان هر تیم، به منظور کسب امتیاز برای تیم خود، با دانش آموزان تیم های دیگر که دارای سوابق تحصیلی مشابه هستند، در گروه های سه نفره به رقابت می پردازند. به منظور عادلانه بودن رقابت ها، ترکیب گروه های سه نفره ای که در مقابل یکدیگر قرار می گیرند، به تناوب تغییر می کند. نمره هایی که هر برنده برای تیم خود کسب می کند، بدون توجه به سطحی که در آن به رقابت پرداخته است، محاسبه می شود.
یادگیری انفرادی یا یاری گرفتن از تیم[۲۹]: در این روش نیز تیم های چهار نفره از دانش آموزان که در سطوح کارآیی متفاوت هستند، تشکیل می شود و به تیم هایی که عملکرد مطلوب داشته باشند، گواهینامه اعطا می شود. با این حال تفاوت هایی میان این روش با روش های قبلی به چشم می خورد. برای نمونه در دو روش پیشین، آموزش دانش آموزان به صورت جمعی و یکسان ارائه می شود، ولی در این روش، یادگیری مشارکتی با آموزش فردی در می آمیزد. به علاوه دو روش قبلی برای تدریس بسیاری از موضوع ها و در اغلب پایه ها مناسب هستند (شکاری، ۱۳۹۱).
۲-۲-۱۳ الگوی دریافت مفهوم: (تعریف و روش اجرا)
دریافت مفهوم عبارت از «جستجو و فهرست نمودهایی است که از آن برای تمیز نمونه ها[۳۰] از غیر نمونههای[۳۱] طبقات استفاده شود». دریافت مفهوم از یک دانش آموز می خواهد مثال هایی (که نمونه ها نامیده می شوند) که شامل ویژگی هایی (که نمودها نامیده می شوند) از آن مفهوم است را با مثال های دیگری که شامل آن نمودها نیست مقایسه و مقابله کند و بدینوسیله نمودهای مقوله ای را که در حال حاضر در ذهن فرد دیگر وجود دارد کشف نماید (جویس و همکاران، ۱۳۷۸، ص ۱۹۹).
الگوی دریافت مفهوم بر اساس مطالعاتی که برونر، گودنا و آستین (۱۹۶۷) درباره تفکر انجام دادهاند، به صورت خویشاوندی برای الگوی استقرایی شکل یافته است. این الگو که برای آموزش مفاهیم و کمک به یادگیری مؤثرتر مفاهیم تدوین شده، برای ارائه اطلاعات سازمان یافته از موضوعهای بسیار گسترده به شاگردان در هر مرحله از درس روشی کارآمد است (موسوی، ۱۳۸۶). این الگو دانش آموزان را وادار میکند که از طریق مقایسه و مقابلهی مثالهایی (که مصادیق نام دارند) واجد خصوصیات مفهوم با مثالهای فاقد آن خصوصیات، مفهومی را که قبلاً در ذهن فرد دیگری تشکیل شده است دریابد (جویس و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۹۶).
شکل شماره (۱-۲) : آثار مستقیم و غیر مستقیم الگوی دریافت مفهوم (جویس و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۲۶۸).
به عنوان مثال مفهوم صفت را در نظر آورید. صفت از اقسام کلمه است، بنابراین چند کلمه را که صفت باشند (به آنها نمونه های بانمود می گوییم) و چند کلمه را که دارای نمودهای آن طبقه از صفت نیستند (به آنها غیر نمونه ها می گوییم) انتخاب می کنیم. این کلمات را جفت کرده و به دانش آموزان ارائه می کنیم. به چهار جفت زیر توجه کنید:
پیروز پیروزی
بزرگ صندلی