۳- مفهوم زمان
۴- یکی از مفهوم های زیر به صورت مثبت یا منفی:
الف – انجام دادن یا انجام گرفتن کاری
ب – واقع شدن کاری بر کسی یا برچیزی
ج – پذیرفتن مضارعتی یا صفتی
د – نسبت دادن صفتی به کسی یا به چیزی یا نفی آن
ه – وجود داشتن
۲-۲-۲-بن فعل
اگر در صیغه های مختلف یک فعل دقت کنیم می بینیم که درهمه ی آن ها یک قسمت هست که
هیچ گاه تغییر نمی کند و قسمت دیگری هست که تغییر می پذیرد ودرهر صیغه به صورتی درمی آید .این
جزء ثابت را ماده ی فعل می گویند.(خانلری،۱۳۸۰: ۲۵)
اما از منظر تاریخی ، ماده های ماضی و مضارع فارسی دری با اندک تغییری درتلفظ ، بازمانده ی ماده های ماضی و مضارع فارسی میانه اند . از پهلوی اشکانی ترفانی هم فعل هایی به فارسی دری رسیده اند .
در زبان ایرانی میانه ی غربی ، رابطه میان ماده های ماضی و مضارع سماعی است . در فارسی دری هم رابطه میان ماده های ماضی و مضارع سماعی است .
ماده های مضارع واداری از پیوستن anبه ماده ی مضارع ساخته می شود.
ماده ی مضارع جعلی، اسم است که بدون آنکه چیزی بدان افزوده شود به عنوان ماده ی مضارع به کار می رود : جنگ ، نام، رقص، فهم
ماده ی مضارع جعلی ،صفت نیز می تواند باشد مانند: آگاهید- گیجیده ام.
ماده ی ماضی جعلی از پیوستن «- ید»به ماده ی مضارع ساخته می شود .
ماده ی ماضی، ماده های مضارع واداری وماده ی مضارع جعلی ومادهای مضارعی که ماده ی ماضی آن ها به فارسی دری نرسیده،همه جعلی اند.
درماده های ماضی جعلی واداری«ی» ممکن است حذف شود،یعنی گرداند به جای گردانید وخوراند به جای خورانید می آید .(ابوالقاسمی، ۱۹۴)
۲-۲-۳-انواع زمان فعل
زمان یکی از ویژگی های فعل است زیرا فعل در یکی از زمان های ماضی یا مضارع یا آینده رخ می دهد . بنابر این فعل از نظر زمان به ماضی، مضاع وآینده تقسیم می شوند وبرای هرکدام از این زمان ها ساختمان های متعدد وجود دارد. فعل مضارع به مضارع ساده ،مضارع اخباری، مضارع التزامی وفعل ماضی به ماضی ساده،ماضی استمراری ،ماضی نقلی ساده،ماضی مستمر،ماضی بعید ،ماضی ابعد(پیشین) تقسیم می شود .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
معمولا فعل را به این چهار گونه اصلى تقسیم مى کنند: ماضى، مضارع، آینده، اَمر.(فرشید ورد: ۳۷۸)
«فعل از نظر زمان به مضارع ساده ، مضارع استمراری،ماضی استمراری،ماضی نقلی ساده ، ماضی نقلی استمراری ، ماضی بعید، ماضی بعید نقلی،ماضی ابعد (پیشین) وآینده تقسیم می شود.»(ابوالقاسمی:۱۹۴)
۲-۲-۳-۱-ماضی
فعل ماضی فعلی است که زمان ماضی را نشان می دهند .
۲-۲-۳-۲-مضارع
صیغه مضارع درفارسی برای بیان انجام یافتن فعلی یا وجود داشتن حالتی درزمان حال یا آینده به کار می رود و نشان مى دهد که آغاز تحقّق معناى فعل، در زمان حال یا آینده است. برای زمان حال در فارسی صیغهی مخصوصی ندارد و فعل مضارع گاهی به زمان حال و گاهی به آینده دلالت میکند.
موارد استعمال آن چنین است:
۱- فعلی که درزمان گفتار درجریان وقوع است.
۲- فعلی که برحسب عادت انجام می گیرد.
۳- قضایای عقلی یا علمی
۴- امور طبیعی دائمی که درهر زمان گفته شود درحکم حال است.
۵- معانی کلی که متضمن حکمت واندرز یا مثل است.
۶- فعلی که درزمان گذشته آن جا گرفته اما اثر آن تازمان گفتار وهمیشه باقی است. این شیوه استعمال بیشتر در ذکر اوامر الهی ،نقل آیات قرآن ،احادیث پیغمبر ، اقوال ائمه وبزرگان تصوف وعلمای بزرگ به کار می رود. فعل هایی که در این مورد معمول است :گفتن، فرمودن، نوشتن ، آوردن، و…
۷- فعلی که درزمان آینده روی می دهد یا انتظار روی دادن آن هست .(خانلری،۱۳۸۲ :۲۷۱)
۲-۲-۳-۳-آینده
فعل آینده از بن گذشته فعل اصلی با حال ساده ی فعل« خواستن» ساخته می شود و فعل معین در آغاز ساخت قرار می گیرد.نشان مى دهد که آغاز تحقّق معناى فعل ، در زمان آینده خواهد بودو بر زمان آینده دلالت می کند
۲-۲-۴-ساختمان فعل
فعل در فارسی دری پنج نوع ساختمان مختلف دارد:
۲-۲-۴-۱-فعل ساده
« فعل های ساده فعل هایی اند که مصدر آن ها صرف نظر ازنشانه ی مصدری بیش از یک کلمه نیست ،یا به عبارت دیگر دارای اجزایی نیستند که بتوان آن ها را جدا کرد ودرترکیب با جزئی دیگر به کار برد فعل ساده تنها از یک عنصر فعلی تشکیل شده است.»(کلباسی،۱۳۸۷: ۷۲).
۲-۲-۴-۲-پیشوندهای فعلی
فعل مشتق علاوه برعنصر فعلی با یکی از ادات ترکیب می شود.ادات در این گونه افعال نقش قیدی دارند ولی دقیقاً قید محسوب نمی شوند، از این رو اصطلاحاً پیشوند های فعلی نامیده شده اند، مانند در رفتن ، برآمدن.(کلباسی،۱۳۸۷: ۷۲)
۲-۲-۴-۳-فعل مرکب
فعل مرکب: دستورنویسان سنتی فعل مرکب را به گونهای معرفی کردهاند که همه نمودهای فعل مرکب را شامل نمیشود بلکه در مواردی دایره شمول آن بیش از میزانی است که باید باشد. استاد خیامپور معتقد است که فعل مرکب، فعلی است متشکل از یک فعل بسیط (ساده) به همراه یک پیشوند یا یک اسم به همراه فعل که دارای معنای واحدی هستند. در تعریف داده شده از فعل مرکب، ذهن بیش از هر چیز متوجه این نکته میشود که استاد فعلهای پیشوندی را نیز جزء افعال مرکب به شمار آورده که این از نظر اهل دستور رأی صائبی نیست و افعال پیشوندی و مرکب با هم تفاوت دارند و دو مقوله جدا از هم هستند که نمیتوان آنها را یک کاسه کرد.
دیگر دستورنویسان سنتی نیز هر کدام به نوعی در این بحث به خطا رفتهاند که نقد و بررسی آرای آنها در این پژوهش نمیگنجد و خود مجالی جداگانه میطلبد اما دستورنویسان جدید، از فعل مرکب تعریفی جامعتر و تا حدودی مانعتر دارند. تعریفی که اینان برای فعل مرکب آوردهاند، بسیار ساده و در عین حال تشخیص نمودهای آن دشوار است.
وحیدیان کامیار در تعریف فعل مرکب مینویسد: «اگر پیش از فعل ساده و پیشوندی یک یا چند تکواژ مستقل بیاید و با آن ترکیب شود، کلمه حاصل «فعل مرکب» است: حاصل کرد، دریافت کرد، دل بست، گوش داد» (وحیدیان کامیار ۱۳۸۶: ۵۷).
« فعل مرکب ازجمله مسائل دستور زبان فارسی است که به سادگی قابل توصیف نمی باشد . در سالهای اخیر ،زبانشناسان و دستورنویسان تلاشهای فکری بسیار کردهاند تا به تعریفی جامع ومانع از فعل مرکب برسند. با این حال، به نظر میرسد نه دستورنویسان سنتی و نه زبانشناسانی که از منظر نظریههای جدید زبانشناسی و مطالعات ردهشناسیِ زبان به زبان فارسی مینگرند هیچکدام نتوانستهاند تعریف جامع و مانعی از فعل مرکب به دست دهند.دکتر دبیرمقدم،در مقاله ارزنده خود با عنوان «فعل مرکب در زبان فارسی»، مهمترین نظریههای مربوط به فعل مرکب را به اختصار و به شیوهای عالمانه نقل و نقد کردهاند. از آن گذشته، خود ایشان نیز نظریهای درباره فعل مرکب دادهاند که درخور توجه است.