بهار در ابیات فوق با بهره گرفتن از تقلید مضحک، بیارادگی و ضعف رئیس کابینه در مقابل زن اسرائیلی و اهمال امور کشوری را مورد استهزاء قرار داده است. همچنین وی نوع دیدگاه مسئول دولتی نسبت به وظیفهاش را بوسیلۀ اغراق و مبالغه به چالش کشیده است، گویا تنها چیزی که برای مجریان دولتی ارزشی ندارد، مسئولیت آنهاست. خصوصاً در مصراع پایانی، که با بهره گرفتن از تعریض این نوع دیدگاه را نقد کرده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲٫۱٫۱٫۴٫ استعمارگران
یکی دیگر از اشعار سیاسی زهاوی و بهار دربارۀ استعمارگران بویژه انگلیسیها است. زهاوی در چنین اشعاری صراحتاً اسم هیچ کشور را نمیبرد و حتی در دورهای به مدح انگلیسیها به عنوان ناجیان مردم عراق از ستم استبداد، میپردازد، البته زمانی که به هویت واقعی آنها به عنوان استعمارگران فرصتطلب پی برد به مقابله با آنها پرداخته و قصیدۀ «یا بلاد استقلی» را با مطلع زیرکمی قبل از اشغال عراق سرود:
یا أیـدی الظُلمِ شَلـی وَ یا بِـلاد إستَقِّـلـی
(الزهاوی، ۱۹۷۲،ج۱: ۳۰۵)
(ای دستان ستم قطع و شکسته گردید! و ای سرزمینها آزاد شوید.)
وی در این قصیده هم، نامی از اشغالگران انگلیسی نمیبرد. در واقع کنایه را بر صراحت زبان ترجیح داده و در بیشتر موارد به جای آن از نام حیواناتی چون گرگ و روباه استفاده میکند. وی در ابیات زیر دربارۀ اشغالگران چنین میگوید:
یا أیُّها الذِئبُ الخَبیـثُ
حَتّامَ فی غَنَمی تَعیث
أتلَفـتَ ما أبقـی أبی
فَکأنَّما أنتَ الوَریث
تَأتِـی القَطیـعَ مُعَجِّلاً
عِندَ الظَلامَ وَ لا تَریث
کَـم إستغیثَ لِدِرءِ شَرَ
کٍ بِالکِلابِ فَلاتَغیث
(همان: ۲۸۱)
(ای گرگ بد ذات تا کی گوسفندانم را برباد خواهی داد؟! آیا هر آنچه پدرانم برای من باقی گذاشتهاند را از بین میبری؟ گویا که تو وارث بحق آنهایی!! شباهنگام، عجولانه، در میان گلۀ گوسفندان درمیآیی و مهلت نمیدهی. چارپایان هم در برابر دامهای گرگها از سگ گله کمک میخواهند ولی یارایی نمییابند.) همچنین است بیت زیر:
أیّها الذئبُ لَک اللیـ
ـلُ مُعــینٌ فَبِدارِ
أنتَ فی اللَـیلِ کثیرٌ
وَ قَلیلٌ فــی النَهارِ
(الزهاوی،۱۹۵۵: ۲۶۶)
(ای گرگ! هنگامۀ شب، یارای توست، پس هرچه میتوانی انجام بده. چرا که تو در هنگام شب فزونی مییابی و در روز کم پیدایی.)
در اشعار فوق شاعر با بهره گرفتن از شیوۀ استعاره، استعمارگران را گرگ، مستعمرین را گوسفند و پادشاه را همچون سگ نگهبان ناآگاه دانسته و سعی در بیان طنزگونه رفتارهای اشغالگران وستمگران است. وی با به تصویر کشیدن کیفیت ربودن و از بین بردن شباهنگام گوسفندان توسط گرگ تعریضی دارد به استعمارگرانی که از نادانی مردم ستمدیده و فاقد پاسبانی آگاه، سوءاستفاده کرده و همۀ آنها را از بین میبرند. بنابراین در این تصویر چندین نوع استعاره وجود دارد که تلخی طنز را شدت میبخشد. همچنین حملۀ شباهنگام آنها کنایه از حمله در زمان نادانی و ناآگاهی مردم است، که بر شیوایی طنز افزوده است.
اما بهار نه تنها هیچگاه به مدح استعمارگران نپرداخت، بلکه همیشه با صراحت تمام به جد یا طنز آنها را رسوا میکند. در قصیدۀ نفرین به انگلیس سال ۱۳۲۱ زمانی که بعد از جنگ جهانی دوم قوای انگلیس به خاک ایران حمله کرده و ستمهای زیادی نسبت به ایرانیها روا داشت، چنین میگوید: