– محققین نشان داده اندکه وقتی پیامدهای عملکردضعیف جدی است ،سرپرستان بیشتر به عمل درونی وتنبیه روی می آورن تا زمانی که پیامدها جدی وحیاتی نباشند .در نتیجه کنترل مبتنی بر ارزیابی خارجی ممکن است به درک غلط درونی افراد یابدتر از آن منتهی گردد.
-اگر اهداف وارزشهای سازمانی و فردی به طور معقول تشخیص داده شوند :تأکید بیشتر بر کنترل خود پتانسیل ارتباط اثر بخش بامشکلات راهموار می کند .
-تأکید بیشتر بر کنترل خود ،به طور بالقوه میتواند عملکرد فردی را توسعه دهد .هنگامی که یک فرد،نسبت به اداره خود توان پیشنهاد دارد ،به دلیل شدت ارتباط بین رفتار ونتایج ،عملکرد او باید توسعه یابد به دلیل اینکه مشوق ها مبتنی بر خود مدیریتی هستند :فرد در خود کمتر احساس کنترل خارجی و در نتیجه کاهش انگیزش ذاتی می کند. در حالی که ارزیابی ها واداره پیامدهای رفتاری ،از خود فرد نشأت بگیرد،پوشش عملکردهای ضعیف باارئه اطلاعات نادرست ،کمتر به چشم میخورد.
.ضعف و محدودیتهای کنترل مبتنی بر خود :
-اگر کارمندی بتواند عملکرد پاین خود را به محدودیتهای محیطی نسبت دهد. این امر نمی تواند مبنای توسعه عملکرد قرار گیرد.این پدیده میتواند به عنوان یکی از عومل ضعف خود کنترلی تلقی شود .
-تأکید زیاد بر کنترل خود ،ممکن است به کاهش هماهنگی میان کارکنان وواحدهای کاری منجر شده و ومشکلات ویژه ای را به وجود آورد ،ونیز به نوعی هرج ومرج بینجامد .
-لزوماً اینگونه نیست همه افراد به خود مختاری در کار یااستقلال کاری نیاز بالایی داشته باشند در نتیجه ممکن است منافع زیادی را در موقعیت های خود کنترلی ،برای خود قائل نباشند.
-“مدیریت”در واقع یک مهارت است که بسیاری از افراد پیش از آنکه در شرایط خود مختاری قرار گیرند ،باید آن را فرا بگیرند.(امیری ،۱۳۸۳)
.مفهوم خود کارآمدی:
.عوامل زیادی بر موفقیت افراد در زندگی مؤثر است.خود کار آمدی به عنوان یک عامل شناختی میتواند به افراد کمک کند و مسیر رسیدن به موفقیت را برایشان هموار سازد.بنابرین شناخت این عامل و راه های تقویت آن برای پیش برد اهداف در زندگی اهمیت فراوان دارد .(ترک لادانی ،۱۳۸۹)
هریک از افراد دارای روش های خاصی برای نشان دادن احساسات ،نگرشها،تفکر ورفتارها میباشند که روانشناسان از آن به عنوان شخصیت یاد میکنند. شناخت خصلتها،توانمندیها وناتواناییها،نگرشها واحساسهای انسان ونیز درک وفهم علل رفتارهای اووپیش بینی عملکردها وکنش ها مورد توجه بوده است .
خود کارآمدی[۲۶] از نظر شناخت اجتماعی البرت بندورا (۱۹۹۷)روانشناش مشهور مشتق شده است که به باورها یا قضاوتهای فرد به تواناییهای خود در انجام وظایف ومسئولیتها اشاره دارد . نظریه شناخت اجتماعی مبتنی بر الگوی علی سهسه جانبه رفتار ،محیط وفرد است .این الگو به ارتباط متقابل بین رفتار ،اثرات محیطی وعوامل فردی (عوامل شناختی ،عاطفی وبیولوژیک )که به ادارک فرد برای توصیف کارکردها ی روانشناختی اشاره دارد ،تأکید میکند .(عبدالهی ،۱۳۸۵)
خود کارآمدی در نظریه شناختی – اجتماعی بندورا به توانایی ادراک شده فرد در انطباق با موقعیتی خاص گفته می شود. بندورا خود کارآمدی را باور و قضاوت فرد از توانایی خود در انجام وظایف گوناگون وشرایط آن ها تعریف میکند . باورهای خود کار آمدی تا حدی میتوانند رفتار را به شکل مطلوبی پیشبینی کنند ،زیرا این باورها ابزارهایی هستند که تعیین میکنند افراد با دانش ومهارتهایی که دارند ،چه کارهایی میتوانند انجام دهند . نقش واسطه ای این باورها تبیین این موضوع است که چرا افرادی با مهارتها ودانش مشابه عملکردهای متفاوتی دارند.(بندورا،۱۹۷۸به نقل از نیکدل ،۱۳۸۸)
.برداشت انسان از خود کارآمدی:
برداشت انسان از خود کاآمدی گسترده است ومواردزیر را در نظر میگیرد :
۱-افراد به چه فعالیتهایی می پردازند.
۲-برای چه مدت در مقابل موانع ایستادگی میکنند.
۳-واکنشهای هیجانی افراد به هنگام پیشبینی یک موقعیت یاهنگام وقوع آن چگونه است.
بدیهی است که تفکر ،انگیزش،احساسات ورفتار انسان در موقعیتهایی که به توانایی خود احساس اطمینان میکند ،متفاوت با رفتار وی در موقعیتهایی است که در آن ها احساس عدم اطمینان یافقدان صلاحیت دارد . درک انسان از خودکا رآمدی برالگوهای تفکر ،انگیزش ،عملکرد وبرانگیختگی هیجانی فرد تاثیر میگذارد .(شولتز،۱۹۹۰ترجمه کریمی ۱۳۸۴)
.تاثیر خود کارآمدی بر فرایندهای انگیزشی:
انگیزش به معنای در نظر گرفتن هدفها یامعیارهایی برای خود واستفاده از آنها برای ارتقای عملکرد فرد است. برای مثال انگیزش فرد در تحصیلات تا وقتی باقی است که معیارهای بالا، نتایج مثبت احساس غرور از دستیابی به معیارها ،واحساس توانمندی از این دستیابی ها هیجان در وی حفظ شود .از طرف دیگر ،ملاک وانگیزش پایین وقتی به سراغ فرد میآید که معیارهایش پاین باشد . پاداشهای بیرونی یا درونی کمی از انجام دادن کار حاصل می شود یافرد احساس کند که دستیابی به عملکرد موفق ،غیر ممکن است . باورهای خود کارآمدی قوی به عنوان یک منبع شخصیتی نیرومند در رویارویی با موقعیتهای استرس زا مطرح اند و در نحوه مقابله ی فرد با موقعیتهای مختلف در دستیابی به اهداف تاثیر میگذارند . آن ها همچنین اثر وسیعی بر فرایندهای انگیزشی دارند . این فرایندها عبارتند از :
۱-انتخاب:باورهای خود کارآمدی با انتخاب افراد در ارتباطند. یعنی افراد با باورهای خود کارآمدی بالا اهداف پیچیده تری که متضمن تلاش بیشتری است ،انتخاب میکنند.
۲-تلاش ،پشتکار وعملکرد :افراد دارای خود کارآمدی بالا ،تلاش ومداومت بیشتری در کارها دارندودر مقایسه باافراد دارای باورهای خودکارآمدی پاین ،عملکرد بهتری از خود نشان میدهند.
۳-هیجان :افراد دارای باورهای خودکارآمدی بالا در مقایسه باافراد دارای خودکارآمدی پایین در زمینه انجام دادن تکالیف خلق وخوی بهتری دارند . یعنی اضطراب وافسردگی کمتری را تجربه میکنند .
۴-مقابله با موقعیتهای فشارزا:افراد داری باورهای خودکارآمدی بالا در مقایسه باافراد دارای خود کارآمدی پایین،بیشتر میتوانند با موقعیتها ی فشار زا ونا امید کننده کنار بیایند .اگر افراد مطمئن باشتد که میتواند ازعهده تکالیف دشوار برآیند ،تلاش جدی تری برای موفق شدن میکنند .(ترک لادانی،۱۳۸۹)
بررسی تحقیقات منتشر شده در موردخود کارآمدی،مشخص کرد که بین باورهای خودکارآمدی وپیشرفت دانشگاهی رابطه مثبتی وجود دارد. علاوه براین نتایج این تحقیقات نشان داد که افراد دارای باورهای خودکارآمدی بالا، معمولا:
۱-وظایف چالشبرانگیزرا به عهده می گیرند.
۲-کوشش بیشتری صرف کار میکنند .
۳-به هنگام ظهور موانع پشتکار بیشتری دارند.
۴-میزان کمتری از اضطراب را نشان میدهند.
۵- در به کاربستن راهبردهای یادگیری انعطاف پذیری بیشتری دارند.
۶-خودتنظیمی بیشتری از سایر افراد دارند.
۷-ارزیابی درست و دقیقی از عملکرد خود دارند.
۸-علاقه مندی ذاتی زیاد به موضوعات علمی ،وعملکرد فکری بهتری دارند.
.باورهای خودکارآمدی :
“