“
درباره تاثیر عوامل مختلف بر رفتار رانندگی پر خطر نتایجی متفاوتی به دست آمده است. برخی نشان دادهاند که متغیر خردورزی به تنهایی قادر به پیشبینی ۶/۹۶ درصد موارد تصادف بوده است (رحمانی فیروز جاه و همکاران، ۱۳۸۵). برخی پژوهشها نگرش افراد به تخلف، قانون و پلیس را بر رفتارهای پر خطر رانندگی مؤثر دانستهاند (الدبرگ[۲۱۵]و راندمو، ۲۰۰۳؛ اسکاگلیون و کاندون[۲۱۶]، ۱۹۸۰؛ مومنی،۱۳۸۰؛ رضایی،۱۳۸۴؛ کلانتری و همکاران، ۱۳۸۴؛ علمی، ۱۳۸۴). برخی محققان بین سالهای تحصیلات رسمی با میزان تخلفات رانندگی رابطه معکوس مشاهده کردهاند (یونسیان و مرادی، ۱۳۸۴؛ مردی، ۱۳۸۵؛ رحمانی فیروز جاه و همکاران، ۱۳۸۵؛ بگ ولانگی[۲۱۷]، ۱۹۹۹). در حالی که برخی دیگر به نتایج خلاف آن رسیدهاند و رابطه مستقیم معناداری بین سالهای تحصیلات رسمی با میزان تخلفات رانندگی را گزارش کردهاند (حقشناس و همکاران، ۱۳۸۴). میزان انواع تخلفات رانندگی بین زنان و مردان متفاوت بوده است به طوری که در تخلف از مقررات پارک ممنوع و چراغ قرمز تفاوت نبوده ولی استفاده از موبایل، مردان بیشتر و نوشیدن، زنان بیشتر بوده است (بنر، ۲۰۰۷).
برخی تحقیقات نشان داده که بین سن با انجام اعمال غیرقانونی غیرخشونت آمیز رابطه منفی معنادار وجود داشته و بین سالهای تحصیلات رسمی با میزان انواع خطاها و انجام اعمال غیرقانونی رابطه مستقیم معناداری دیده شده است (حق شناس و دیگران، ۱۳۸۴).
یافته های موجود در خارج از ایران:
برخی تحقیقات با رویکرد روانشناختی نشان داد که رفتار رانندگی از سه بعد شناختی (ارزیابی نادرست خطر مانند تخمین نادرست)، عاطفی (شامل برتری طلبی، رقابت طلبی، خطرپذیری) و حسی- حرکتی یا رفتاری (لغزش و خطا در عملکرد) تشکیل شده است. برخی نیز به رابطه ویژگیهای شناختی- اجتماعی (شامل انگیزش و نگرشها) سبک زندگی با رفتار رانندگی اشاره کردهاند (لئون جیمز[۲۱۸]، ۲۰۰۰؛ بیونش، ۲۰۰۲؛ ریسن،۱۹۹۰).
تحقیقات در سایر کشورها نشان میدهد در زمینه رعایت سرعت مجاز تفاوتی بین زنان و مردان و گروههای سنی مختلف وجود ندارد اما رانندگانی که بیش از ۲ سال تجربه رانندگی دارند بیش تر تخلف میکنند (ایلماز ودیگران ،۲۰۰۶). برخی تحقیقات نشان داده که تخلفات خصومت آمیز ، مستقل از متغیرهای جمعیت شناختی، سهم قابل ملاحظه ای در تصادفات رانندگی دارد (چنگ شیائو چی و پارکر[۲۱۹] ، ۲۰۰۲). الدبرگ و راندمو (۲۰۰۳) نشان دادند که نوع دوستی و نگرش نسبت به خطرپذیری، بر رفتار مخاطره آمیز مستقیما اثر داشتند. برخی پژوهشها نشان میدهد که بین رفتار رانندگی گزارش شده و تصادفات فعال (یعنی وقتی پاسخگو مفصر بوده) هم بستگی وجود دارد (هاروارد و فرگوسن، ۲۰۰۰). تحقیقی نشان داد که افراد ماجراجویی ارزشهای متفاوت از دیگران دارند. تفریح و خوشی معادل با شادی و هیجان و ماجراجویی است (شوهام و دیگران؛ ۱۹۹۸). در پژوهشی همبستگی بالایی بین شیوه رانندگی و نیاز به کنترل و هیجان خواهی دیده شد. یافته های فوروارد (۲۰۱۰) نشان میدهند با افزایش سن و تجربه رانندگی قصد افراد برای رانندگی با سرعت غیرمجاز کاهش مییابد. نگرش افراد مسن تر و با تجربه تر نسبت به پیامد رانندگی با سرعت غیرمجاز از لذت بخش و مفیدبودن به ناخوشایندی و مضربودن تغییر مییابد. ذهنیت آن ها نسبت به اینکه افراد مهم خانواده آن ها با سرعت غیرمجاز رانندگی میکنند به این ذهنیت که آن ها نیز با سرعت مجاز رانندگی میکنند تغییر مییابد. علاوه بر این، از نظر اخلاقی افراد مسن تر رانندگی با سرعت غیرمجاز را امری ناپسند می پندارند و آن ها زمانی که با سرعت غیرمجاز رانندگی کنند احساس ناراحتی بیشتری را تجربه میکنند.
تاکنون شواهد علمی نشان دادهاند که رانندگان مرد، جوان، از طبقه اجتماعی پایین و رانندگان با تجربه و آنهایی که در طول روز زیاد رانندگی میکنند، کمتر به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی می پردازند (فوروارد، ۲۰۰۶؛ طبیبی، ۲۰۱۱).
در مطالعهای جدید استینبرگ و گاردنر (۲۰۰۵) دریافتند که حضور همسالان بر تصمیم ریسکی اثر میگذارد و وقتی جوانان در موقعیت رانندگی گروهی قرار میگیرند خطر مشاهده میشود. وقتی آن ها در گروه همسالان بودند، خطرات بیشتری به دنبال داشتند، بجای تمرکز بر روی ارزشهای رفتار خطرناک بیشتر بر منافع متمرکز شده بودند و تصمیمات خطر آفرینتری را اتخاذ کردند در مقایسه با زمانی که آن ها تنها بودند. همسالان بر خطرپذیری فرد تأثیر دارند و کارهای خطرناک فرد را در میان جوانان قویتر جلوه میدهد و این مسئله در میان جوانان مطرح است تا در بین بزرگسالان.
آزمایش مسیرهای گلوله پیچیده همراه با رانندگی با ریسک بالا در میان بیش از ۲۰۰۰ جوان در میشیگان با به کارگیری تئوری مشکل رفتاری صورت گرفت که با انجام آن دریافتند که میزان کنترل کنندگی و اجازه دهندگی والدین به شدت با رفتار رانندگی با ریسک بالا ارتباط دارد (شاپ، ۲۰۰۴). همچنین نتایج نشان داد که ریسکپذیری رانندگان از تحصیلات پایینتر، جهتیابی والدین و رفتار هنجار کمتری برخوردار بودند، تنش رفتار ناهنجار بیشتری داشته و مواد بیشتری مصرف میکردند. رانندگی با ریسک بالا قسمتی از شاخه مشکلهای رفتاری است که بعضی جوانان آن را تجربه میکنند. تجربیات و معاینات لازمند تا سلامتی ارتقاء یابد. در حالی که آنانی که از گستره طبیعی تجربیات منحرف میشوند ممکن است نتایج زندگی فقیرانه را تجربه نمایند.
“