بند اول: باور به آگاهی خداوند
«رَبَّنا اِنَّکَ تَعلَمُ ما تَخفی وَ ما یَخفی عَلی اللهِ مِن شَیءٍ فی الَارضِ وَلا فِی السَّماءِ: پروردگارا بیگمان تو آنچه را که پنهان می داریم و آنچه را که آشکار میسازیم میدانی،و چیزی در آسمان و در زمین بر خدا پوشیده نمی ماند.»[۱۸۱] اگر آدمی به واقع خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بداند و باور داشته باشد هر کاری که میکند خداوند بر او ناظر است آیا دیگر به سمت ارتکاب عمل ناشایست کشیده می شود؟«أَنَّها اِن تک مِثقالَ حَبَّهٍ مِن خَردَلٍ فَتَکُن فی صَخرَهٍ اَو فی السَّمواتِ اَو فی الارضِ یَأتِ بِهَا اللهُ اِنَّ اللهَ لَطیفٌ خَبیرٌ: اگر(عمل تو) هم وزن دانه خردلی و در تخته سنگی یا در آسمان ها یا در زمین باشد خدا آن را می آورد که خدا بس دقیق و آگاه است.»[۱۸۲] «اِذ یَتَلَقّی المُتَّقیانِ عَنِ الیَمینِ وَ عَن الشِّمالِ قَصیدٌ: به خاطر بیاورید هنگامی که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسان هستند اعمال او را دریافت می دارند.»[۱۸۳] انسانی که باور دارد و ایمان دارد که همه اعمال و گفتار او مورد نظارت الهی است نباید خود را در موقعیت های مجرمانه و اعمال گناه آلود قرار دهد.این نوع نظارت از سوی فرشتگان در اصل به همان نظارت الهی بر میگردد و مانند پیشگیری وضعی در خارج از وجود انسان میتواند یک نوع پیشگیری در درون وجود انسان تلقی شود. با این تفاوت که در آنجا به جای پاسبان و پلیس،فرشتگان ناظر اعمال انسان هستند.احساس نظارت و حضور دائمی و باور به آگاهی خدا از اعمال آدمی و در کلیه حالات و رفتار و اعمال انسان یکی از موثرترین راه های پیشگیری کننده از وقوع جرم نیز محسوب می شود.زیرا همواره فرد،خدا را در همه احوال ناظر بر خود می بیند و عالم را محضر خدا میداند و اگر انسان درک صحیحی از جایگاه و مقام خود داشته باشد و هر چه ایمان او محکمتر باشد از افتادن در دام انحرافات و جرائم و آلوده شدن به گناه مصون تر خواهد بود.[۱۸۴]
«اَلَم یَعلَم بِاَنَّ اَللهَ یَری:آیا انسان نمی داند که خدا او را می بیند؟!»[۱۸۵] «خَفِ اَللهَ کاَنَّکَ تَراهُ:از خدا بترس آن گونه که او را می بینی.[۱۸۶]» «الله بِمَا تَعمَلُونَ خَبیراً:خداوند از هر کاری که انجام می دهید آگاه است[۱۸۷].» «إِنَّ اللهَ بِمَا تَعمَلُونَ بَصیرٌ:به درستیکه خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست.»[۱۸۸] و می فرماید:«وَاذکُرُوا الله کَثیراً لَعَلَّکُم تُفلِحُون:خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.»در اینجا نیز یاد خدا سبب می شود که شخص از افتادن به دام ارتکاب گناهان و جرایم دوری جوید و این امر خود سبب رستگاری فرد در دنیا و آخرت می شود.در واقع همانا ذکر عظمت و کرامت پروردگار مانع ارتکاب جرم از سوی اشخاصی می شود که حداقل ارتباطی با خالق هستی دارند. اساسا روح تعالیم دینی بر پایه ترس از خداوند است.انسانها از هرچیزی که بترسند از آن فرار میکنند ولی چون خداوند خود منبع بی پایان رحمت و بخشش الهی است نه تنها خوف آور نیست بلکه بندگان به او پناه می آورند و از شر شیاطین در امان می مانند.یک نوع خوف همراه با خشوع و احساس امنیت انسان را در بر میگیرد.احساس ترس خود یک عامل پیشگیرنده از وقوع جرائم و انحرافات است زیرا فرد میداند که خداوند اعمال او را می بیند و از ترس عذاب و خشم الهی سعی برعدم انجام اعمال گناه و خلاف دارد.[۱۸۹]
بند دوم: باور به دعا و اجابت آن توسط خداوند
از نظر قرآن انسان جز برای عبادت و پرستش خداوند آفریده نشده است.«و ما خَلَقتَ الجِنِّ وَ الاِنس اِلّا لِیَعبُدون:جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه عبادت کنند.»[۱۹۰] به طور کلی مقصود از عبادت به جا آوردن اعمال خاص نیست بلکه انسان دائما باید به یاد خدا باشد و به هر طریق ممکن او را بخواند.چونکه خداوند متعال خود خالق انسان بوده خود او هم بهتر میداند که چه چیز برای انسان مفید و مؤثر است و باعث تعالی و رشد او میگردد.[۱۹۱] «أَلَا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب:آگاه باش که دلها با یاد خدا آرامش مییابد.»[۱۹۲] انسان وقتی باور کرد در میان تمام این تلاطمات و طوفان های زندگی و ناپایداری همیشه یک تکیه گاه و یک پناه وجود دارد وجودش آرام میگیرد.اینکه یک فعّال مایشاء یک اراده و یک حاکم در جهان حکم فرماست که همه امور به دست اوست.اینکه به هر دری می زند کسی پاسخش نمی گوید یا اگر پاسخ گوید از برای منافع خودش است.سپردن خود به کسی که آفریدگار اوست باعث سکون در درون آدمی می شود.[۱۹۳]
«وَ استَعینُوا بِالصَبرِ وَالصَّلاهِ:از شکیبایی و نماز یاری جویید»[۱۹۴] این دعا و نماز و صبر است که به عنوان غذای روح،پایداری و نیرومندی و عدم گرایش به سمت انحرافات در برابر ناملایمات را امکان پذیر میسازد.مثلا وقتی انسان به نماز میایستد سعی میکند که همه مشکلات و دغدغه ها را فراموش کند و فقط به نماز و مفاهیم آن توجه نماید.این تمرکز بر روی چیز های خوب و برقراری رابطه عاطفی بین خدا و بندگان میتواند به آرامش روحی و روانی افراد کمک کند و مشکلات زندگی در نظرش کوچک نماید.
در انسان این تمایل و آگاهی هست که در برابر هر سختی و مشکلی به نیروهای ماورائی پناه میبرد.نمونه آن در میان بسیاری از ادیان و فرقه ها پدیدار است.این نشان از یک اعتقاد به ماورای این جهان دارد.اینکه همیشه نیرویی برای حل مشکل وجود دارد که باید از او کمک خواست و او نیز پاسخ میدهد.در اسلام نیز انسان با ایمان در همه حالت خدا را میخواند(ر ک به: یونس/۱۲)در واقع دعا نوعی رابطه عاطفی میان انسان با خدای خویش است.انسان بسیاری از موارد را حتی با نزدیکترین کسان خود نمی تواند در میان بگذارد یا اگر هم در میان بگذارد کاری از دست آنان بر نمی آید. ولی این خداوند است که دعای بندگان را می شنود و به آن پاسخ میدهد.به علاوه این عوامل یکی از مواردی است که باعث برون ریزی عاطفی افراد میگردد و احساس آرامش و رضایت به انسان دست میدهد که روان و روح آدمی را از حالت خشک و خشن می رهاند.[۱۹۵]