————————————————————————
۲۰.عنوان شغلی: تفنگچی
معنی لغوی: از مناصب نظامی قدیمی
مامور مسلح به تفنگ(برای جنگ یا محافظت از کسی ، چیزی یا جایی)؛ تفنگدار (صدری افشار، ۱۳۹۴: ۴۸)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مثال: تفنگچی ها مواظبند یک چشم جرات نمی کند به اینجا بیاید (راهزن ها، فتاحی،۵۶)
طبقه شغلی: نیروهای مسلح
بسط و شرح: در قدیم تفنگچی کسی بود که با تفنگ های ساده تیراندازی می کردند. مهمترین وسیله کار آنها باروت و سرب بود. آنها ابتدا با یک میله ی فلزی که سبمه نام داشت آن را تمیز می کردند و سپس باروت و سرب را داخل آن ریخته و نشانه روی می کردند.
مطلوبیت: با کمترین اشتباه که موجب انفجار باروت می شد، جان خود را از دست می داد.
————————————————————————
۲۱.عنوان شغلی: تلگراف چی
معنی لغوی: اپراتور تلگراف ازمشاغل قدیمی که دیگر کاربرد ندارد (صدری افشار، ۱۳۹۴: ۴۸)
مثال: کسانی که پیام تلگرافی را برای جایی دیگر یا گیرنده می فرستادند، اسم شان تلگراف چی بود (راز مثل های ما)
کد isic: 4223 ، میرکیانی، ۱۰۳)
طبقه شغلی: کارکنان پشتیبانی دفتری
بسط و شرح: از وسایل ارتباطی قدیم بوده که دیگر از بین رفته است. برای خبر رسانی استفاده می شد. وسایل مورد نیاز یک عدد فرستنده و یک عدد گیرنده و نیز سیم بوده است. تلگراف چی با بهره گرفتن از علامت های مورس که مخترع تلگراف است این پیام ها را ارسال می کرد. علامت های مورس به شکل نقطه های پی در پی و مقطع بود. هزینه تلگراف گران بود.
مطلوبیت: تلگراف در زمان خود یک وسیله ارتباطی پیشرفته بود و تلگراف چی باید فنون آن را یاد می گرفت .گرانی هزینه ی آن باعث می شد که کلمات و جملات به شکل ناقص ادا شوند و در نتیجه سوء تفاهم هایی بین خانواده ها ایجاد شود.
————————————————————————
۲۲.عنوان شغلی: تون تابی
معنی لغوی: کارگر متصدی آتشخانه ی حمام ؛ تونی ؛ گلخن تاب،۱۳۹۴: ۵۰)
کسی که در گلخن حمام آتش افزود؛ گلخن تاب؛ آتش انداز( معین،۱۳۷۲:؟)
مثال: تون تابها کارشان گرم کردن حمام ها بود (راز مثل های ما، میرکیانی،۶۲)
طبقه شغلی: متصدیان ماشین آلات بسط و شرح: تون تاب ها با رنج و سختی زندگی می کردند. آنها همیشه باید گرمای زیاد آتشدان حمام را به جان می خریدند تا آب همیشه گرم بماند.
مطلوبیت: زحمت زیاد از آن تون تاب ها بود. اما چون کسی آن ها را نمی دید و متوجه سختی کار و اهمیت کار آنها نمی شدند، در نتیجه مردم بیشتر حمامی و صاحب حمام را می دیدند و کارهای آنها بیشتر به چشم می آمد.
————————————————————————
۲۳.عنوان شغلی: جامه دار
معنی لغوی: . مسئول نگه داری لباس کسانی که برای شست وشو به حمام عمومی می روند. ۲. مامور نگه داری لباس درباریان و اشراف (صدری افشار،۱۳۹۴: ۵۳)
کسی که در سربینه حمام لباس و وسایل مشتریان را نگه داری میکند ، جامه دار نامیده می شود.(بقیعی،۱۳۸۴:؟)
مثال: یک حمام خراب چند جامه دار می خواهد (راز مثل های ما،میرکیانی، ۲۷۹)
کد isic: 5149
طبقه شغلی: کارکنان ارائه خدمات و کارکنان فروش
بسط و شرح: در گرمابه های عمومی قددیمی مردم وقتی به حمام می رفتند، اول سر بینه لباس هایشان را در می آوردند و لنگ می بستند و بعد توی صحن حمام می ر فتند و خودشان را می شستند. سر بینه، جامه دار بود. جامه دار کارش نگهبانی از لباس های مردم بود که گم و گور نشود و کسی آن ها را نبرد. همین طور به نوکر یا خدمتکار که در حمام مواظب لباس هی ارباب خودش بود می گفتند، جامه دار. هر حمامی برای خود جامه داری داشت. که مردم آنها را می شناختند درمیان کارکنان حمام ها جامه دار از همه معتبرتر و خوش برخوردتراست ، ودرغیاب اوستای حمام کارهای اوراهم انجام می دهد د. جامه دار مسئول پذیرایی و خوش و بش گفتن و تر و خشک کردن مشتریان است و حوزه ی فعالیت وی سربینه ی حمام است. وسایل کارجامه دار لنگ و قطیفه های خود حمام است که پس از خشک شدن تا می کنند و در قفسه ی نزدیک تخت اوستا می چینند و به تدریج در اختیار مشتریان قرار می دهد. به محض ورود مشتری، سر و وضعش را می سنجد و متناسب با شئوناتش یکی از جاهای خالی روی صفه را نشانش می دهد و با یک لنگ خشک پشت سرش به راه می افتد،لنگ را روی صفه پهن می کند که لباس هایش را در آن بپیچد. باز یک لنگ بستن می آورد و کنار دستش می گذارد که به کمرش ببندد و در ضمن تذکر می دهد که اگر امانتی دارد قبل از رفتن به گرمخانه به دست اوستا بسپارد. این شغل به شکل یک ضرب المثل وارد برای آموزش کودکان وارد کتاب کودک شده است و منظور این است که نباید برای هر کار بی ارزش بیش از اندازه خرج کرد و وقت گذاشت.مثل این که یک حمام خراب داشته باشیم که مشتری زیادی ندارد و ما چند نفر جامه دار به کار گیرند. ( میرکیانی، ۱۳۹۱: ۲۷۹)
مطلوبیت: امین مردم اند و جایگاه خوبی در بین همکاران خود دارند. شناخت مردم و حفظ مقام و منزلت آنها، انعام های خوبی را نصیبش می کند که بر حقوقش می افزاید. شان اجتماعی این شغل در سطح شان یک کارگر ساده است که گاهی ممکن است با چاپلوسی همراه باشد.
————————————————————————
۲۴.عنوان شغلی: جولاه
معنی لغوی: بافنده ؛ پارچه باف ؛ جولاهه ؛ حائک (صدری افشار،۱۳۹۴: ۵۶)
کسانی که پیشه آنان پارچه بافی است، نساج و یا جولاه نامیده میشوند. ( بقیعی، ۱۳۸۴: ۶۲)
مثال: جولاه یعنی بافنده که از کارهای سخت قدیمی بوده است (راز مثل های ما، میرکیانی،۲۰۱)
کد isic: (7438)
طبقه شغلی: صنعتگران