واحد ۳
واحد ۲
واحد۱
اهداف و استراتژی سازمان
فرایند ۱
فعالیت ۱
فعالیت ۲
فعالیت ۳
شکل ۲‑۹ سطوح اندازه گیری زنجیره تامین
بالاخره ایجاد فرهنگ اندازه گیری و بهبود مستمر که از طریق آموزش،سمینار،الگوسازی،تشویق های بجا و ….میسر می گردد از جمله ضروریات موفقیت نظام اندازه گیری می باشد که هم در مرحله طراحی و هم پیاده سازی می تواند مؤثر و کار ساز باشد(احمدی،۱۳۸۴،صص۵۶-۶۲).
چرخه مدیریت عملکرد زنجیره تأمین
تعدادی اصول و قواعد کلی در مدیریت عملکرد زنجیره تأمین وجود دارد که می تواند سازمان ها را در اجتناب از چالش های موجود در دیدگاه های سنتی یاری نماید.فی الواقع،تشخیص اینکه موضوع عملکرد زنجیره تأمین تنها یک فرایند اندازه گیری نیست،مهم است.باید به خاطر داشت وجود استانداردهای متوازن میان کارکردی،لازم است ولی قطعاً کافی نیست.در هر صورت مدیریت عملکرد زنجیره تأمین چرخه ای است مشتمل بر :
شناسایی و تشخیص مشکلات و درک دلایل ریشه ای،واکنش نسبت به مشکلات با اقدامات اصلاحی،و بررسی و تأیید مستمر اعتبار داده ها،اطلاعات،فرآیندها و اقداماتی که موضوع بحث است.شکل ۲-۱۱ چنین چرخه ای را نشان می دهد.
تأیید اطلاعات فرآیندها و فعالیت ها
شناسایی انحرافات عملکرد
درک مسائل و گزینه ها
اقدامات لازم با توجه به مشکلات و فرصت ها
شکل۲‑۱۰چرخه مدیریت عملکرد زنجیره تامین
چرخه با داشتن یک سیستم و فرایند مناسب که عملکردهای غیرعادی چه خوب و چه بد را شناسایی می کند آغاز میشود.قابلیت تعیین استانداردها،شاخص های کلیدی عملکرد،و وضعیت خطاها(ایرادات)،همچنین به هنگام نمودن برخی تعاریف هنگامی که محیط تجاری تغییر می کند،مشخصه ای مطلوب از هر سیستم مدیریت عملکرد زنجیره تأمین است.با تعریف و مشخص نمودن ایرادات و انحرافات عملکردی،کاربران می توانند دلایل ریشه ای بالقوه همراه گزینه های قابل اجرا،و اثرات چنین اقدامی را درک نموده و با اقدامات اصلاحی، واکنش سریعی را در مقابل انحرافات عملکردی مهیا سازند.از طرفی با تعیین چگونگی واکنش ها،سازمان ها می توانند از طریق اجرای بموقع و بی عیب آنها،به بهبود عملکرد دست یابند.پس از اجرا لازم است این اقدامات مستند سازی شده و سیستم با داده ها و اطلاعات مربوط به وقوع و تحلیل انحرافات عملکردی،به هنگام گردد.اقدامات واکنشی می تواند در برخی موقعیت ها،موجب تعاریف جدیدی از ایرادات و انحرافات،معرفی قوانین و فرآیندهای جدید تجاری شود.از این رو فرایند مستمر ارزیابی و بهنگام سازی در چرخه ضروری می نماید. در کنترل فرایند آماری بیشترین اقدام چالش بر انگیز را می توان شناسایی و دلایل ریشه ای وضعیت های خارج از کنترل عنوان نمود،همان چیزی که در مدیریت عملکرد زنجیره تأمین نیز مشهود است.هنگامی که انحرافات مشخص شده باشد مدیریت بر حسب لزوم می تواند مجموعه دلایل ریشه ای این انحرافات را شناسایی نماید،درست شبیه کاری که یک پزشک انجام می دهد.ابتدا باید به تشخیص بیماری پرداخت،کاری که خیلی مهم و حساس می باشد،اما زمانی که تشخیص درست داده شد،معالجه می تواند از طریق اقدامات تجویزی آسان باشد. ضروری است سیستم مدیریت عملکرد زنجیره تأمین پشتیبانی بجا و مناسبی را برای اقدامات ادراکی و تشخیصی داشته باشد.این خواسته ،این امکان را به مدیریت می دهد تا به سرعت اطلاعات مناسب را بازیابی و با تفکیک اطلاعات،شرایط را بر حسب موقعیت زمانی یا مکانی تشریح نماید.در مدیریت عملکرد زنجیره تأمین، اطلاعات بیشتر برای تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری کارشناسان،متمرکز شده و متناسب با موقعیت آنها در سراسر سازمان منتشر می گردد و به طوری که آنها بتوانند مسائل را درک نموده،گزینه های موجود را ارزیابی کرده و اقدام مقتضی را انجام دهند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در مدیریت موفق عملکرد زنجیره تأمین لازم است افراد برحسب نیازمندیها و دیدگاه های مدیریت،آموزش دیده و محیطی مناسب در راستای ایجاد تشریک مساعی بیشتر میان افراد و همچنین افزایش حس مسئولیت پذیری در آنها مهیا شود.برخی جنبه های مهم در دستیابی به بهبود پایدار و مستمر در زنجیره تأمین وجود دارد که لازم است به آنها توجه شود،از آن جمله:
-
- بررسی وضعیت و عملکرد یک سازمان پیشرو در مقایسه با خود،به طوری که این تطبیق سازمانی،بتواند فرهنگی را ایجاد و ترویج نماید که مسائل زنجیره تأمین با رویکردی پیشگیرانه مورد نظارت و ارزیابی قرار گیرد.
-
- جنبه های دیگر شامل پشتیبانی مدیریت عملکرد زنجیره تأمین از پیاده سازی سریع و پایدار یک سیستم قدرتمند و قابل توسعه است(محمدی،۱۳۸۸،صص۷۲-۷۳).
بخش چهارم: بازاریابی اینترنتی
تعریف بازاریابی اینترنتی
تعاریف مختلف و متفاوتی از بازاریابی الکترونیکی ارائه شده است که هر کدام از یک دیدگاه خاص مفهوم بازاریابی الکترونیکی را مورد توجه قرار داده است.استرس و ریموند(Strauss and Raymond) بازاریابی الکترونیکی را معادل بازاریابی سنتی می دانند که صرفاً از فناوری اطلاعات در جهت دست یابی به اهداف خود استفاده می کند و باعث کارآیی بازاریابی می شود(اسفیدانی ،دقیقی اصلی،آهنگر کلایی،۱۳۸۸،ص۸۵).
در دیدگاه دیگری بازاریابی الکترونیکی زمانی شکل می گیرد که زیر ساختهای فنی(پایگاه اطلاعاتی،ترمینال های مناسب،سرورها،نرم افزارها و….)فراهم گردد و ارتباط با مشتری با بهره گرفتن از این فناوری برقرار شود.این ارتباط عمدتاً در قالب طراحی وب سایت مورد توجه قرار می گیرد.استن[۷۲] اعتقاد دارد زمانی بازاریابی اینترنتی شکل می گیرد که عوامل آمیخته بازاریابی(۴p) به روش الکترونیکی انجام گیرد.
اسمیت[۷۳] و چافی[۷۴] نیز بازاریابی اینترنتی را دست یابی به اهداف بازاریابی از طریق به کارگیری فن آوری ارتباطات الکترونیکی تعریف می کنند.این فن آوری شامل اینترنت، پست الکترونیکی،پایگاه های داده و تلفن های سیار است.
پراساد[۷۵] و همکاران نیز بازاریابی اینترنتی را استفاده از اینترنت در فعالیت های بازاریابی مرتبط با مشتری،مرتبط با کانال های توزیع و فروش،تحقیقات بازاریابی و ارتباطات مدیریت تعریف می کنند.
اصول بازاریابی الکترونیکی
بازاریابی الکترونیکی همانند هر رشته علمی یا فنی دارای اصول و قوانینی است. دکتر رالف ویلسون از نظریه پردازان این رشته به پنج مورد زیر اشاره می کند:
۱٫اصل خیابان بن بست:
ایجاد یک پایگاه در شبکه جهانی وب همانند تأسیس یک فروشگاه در یک خیابان بن بست است که خریداران در صورت نیاز مبرم و همچنین شناخت محل به فروشگاه مراجعه خواهند کرد.در چنین شرایطی باید دلیلی برای مراجعه مشتریان ایجاد کرد.جذاب ترین و جالب ترین پایگاه اینترنتی در صورت عدم مراجعه مردم و مشتریان و به عبارت بهتر کاربران بی فایده و بدون استفاده خواهد ماند.بنابراین نخستین پرسشی که پیش از راه اندازی یک پایگاه اینترنتی باید برای آن پاسخی یافت ،شیوه های ترغیب کاربران برای مراجعه و بازدید از یک پایگاه است.
۲٫اصل بده بستان: