بنابرین، با توجه به موارد مطرح شده هدف این تحقیق بررسی بین ارتباط مدیریت سود و اقلام تعهدی با چرخههای تجاری میباشد. در این راستا ابتدا پیشینه تحقیق بیان خواهد شد و پس از آن به بیان فرضیات بیان خواهد شد سپس روش تحقیق و پس از آن نتایج آزمون فرضیات و یافته های تحقیق بیان خواهد شد در پایان نیز محدودیتها و پیشنهادهای تحقیق ارائه خواهد شد.
۲-۲ پیشینه تحقیق:
در ایران تاکنون تحقیقی در رابطه با بررسی مدیریت سود و اقلام تعهدی با توجه به چرخههای تجاری صورت نگرفته است. اما در سطح بینالمللی تحقیقاتی در این زمینه انجام شده است. کوئینگلو در تحقیق خود با عنوان چرخه تجاری و متغیرهای حسابداری به بررسی چگونگی تأثیر چرخههای تجاری و متغیرهای حسابداری پرداخته است. نتایج بررسی کوئینگلو نشان میدهد که متغیرهای حسابداری مانند رشد داراییهای ثابت و فروش کاملا با چرخههای تجاری در ارتباط هستند.
جانسون به بررسی ارتباط بین چرخههای تجاری با بازدهی اوراق بهادار و سود شرکتها پرداخته است. دوره مورد بررسی او سالهای ۱۹۸۷- ۱۹۷۰ با بهره گرفتن از روش رگلسیون تلفیقی بوده است، نتایج تحقیق وی نشان داد که سود شرکتها تحت تأثیر چرخههای تجاری قرار دارد و ثبات سودها، به دلیل ایجاد فرصتهای سرمایهگذاری در طی دوران رونق به طور چشمگیری نسبت به دوران رکود بیشتر است. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که بازده اوراق بهادار در دوران رونق نسبت به دوران رکود بیشتر است.
چردیا و شیواکومار در تحقیق با عنوان سودها، چرخههای تجاری و بازدههای سهام نقش چرخههای تجاری را در قیمتگذاری داراییها به روش تجربی بررسی کردهاست. آن ها معتقد بودند که سود شرکتها با شرایط تجاری مرتبط است. دوره مطالعه آن ها سالها ۱۹۹۹- ۱۹۷۲ بوده است و با بهره گرفتن از روش رگلسیون چند متغیره به بررسی فرضیات خود پرداختهاند نتایج مطالعه آن ها نشان داد که بین چرخههای تجاری و سود شرکتها ارتباط وجود دارد. علاوهبر این آن ها نشان دادند که بازدههای سهام و چرخههای تجاری ارتباط نیز وجود دارد و در واقع چرخههای تجاری بر قیمتگذاری داراییهای نقش اساسی دارند.
پرز کوروز و تیمر من به بررسی نوسانهای بازده سهام در مقاطع تغییر چرخههای تجاری پرداختهاند. نتایج مطالعه آن ها نشان داد که نوسانهای بازده سهام در مقطع تغییر چرخههای تجاری قابل توجه است. آنتونیو، لام و پادیان نیز به بررسی این موضوع پرداختهاند که آیا متغیرهای چرخههای تجاری و رفتار جانبدارانه سودآوری سرعت معاملات در سه بازار اصلی اروپا تعیین میکند. نتایج مطالعه آن ها نشان داد که سودآوری سرعت معاملات در بازارهای اروپا تحت تأثیر شرایط تجاری جهانی است. کیفیت سود گزارش شده برای استفاده کنندگان از اطلاعات مالی، به دلیل تخصیص مؤثر منابع در بازار سرمایه، بسیار ضروری میباشد. سرمایهگذاران، تجزیه و تحلیلکنندگان مالی، سرمایهگذاران نهادی و مقامات قانونی، به منظور اتخاد تصمیم راجعبه ارزشیابی و سرمایهگذاری در شرکتهای پذیرفتهشده در بازار سرمایه به کیفیت سودهای گزارششده، علاقه زیادی را نشان میدهند. اما آیا اطلاعات ارائه شده به سهامداران از سطح کیفی مطلوبی برخوردار است و یا اطلاعات ارائه شده به ایشان قابلیت اتکاء و پیشبینی لازم را دارا میباشد؟ به همین دلیل، حفظ منافع عمومی، رعایت حقوق سهامداران، ارتقای شفافیت اطلاعات و الزام شرکتها به ایفای مسئولیتهای اجتماعی از مهمترین آرمانهایی است که بیش از گذشته، توسط مراجع مختلف نظارتی و اجرایی مورد توجه قرار گرفته است. یک عامل بنیادی در آزمون مدیریت سود در شرکتها، تخمین اعتبار و اعمالنظر مدیران در تعیین سود است. بررسی ادبیات مبتنیبر مدیریت سود، بیانگر وجود رویکردهای متفاوت با شناسههای مختلف در تخمین و اندازهگیری اختیار مدیریت در تعیین سود، گزارش شده است. یکی از مهمترین این رویکردها، مبتنیبر کاربرد اقلام تعهدی اختیاری به عنوان شاخصی برای تعیین و کشف مدیریت سود در واحدهای تجاری است. هیلی، دیآنجلو و جونز، در طی انجام مطالعاتی در زمینه مدیریت سود، با به کارگیری اقلام تعهدی برای کشف مدیریت سود، اقدام به ارائه مدلهایی کردهاند که در تحقیقات بعدی بارها آزمون شدهاند. دچو و همکاران با ارائه مدلی که از آن پس مدل تعدیلشده جونز نام گرفت. با مقایسه این مدل با مدلهای جونز، هیلی، دیآنجلو و نیز مدل صنعت مشخص گردید که مدل تعدیلشده نسبت به مدلهای دیگر از قدرت پیشبینی بیشتری برخوردار میباشد. در ادامه تحقیقات صورت گرفته جیانمینگ (۲۰۰۷) با ارائه مدل تعدیلشده جدید و با به کارگیری اقلام تعهدی غیرنقدی به آزمون مدیریت سود پرداخته و ضمن مقایسه این سرمایه در گردش غیرعادی: تفاوت بین سرمایه در گردش غیرنقدی و سرمایه در گردش غیرنقدی عادی.
۲-۲-۱ تعاریف مدیریت سود:
اسکات به مدیریت سود به عنوان اختیار شرکت در انتخاب خطمشیهای حسابداری برای دستیابی به برخی اهداف خاص مدیر اشاره میکند.
هیلی و والن تعریف زیر را از مدیریت سود ارائه کردند:
«مدیریت سود زمانی رخ میدهد که مدیر برای گزارشگری مالی از قضاوت شخصی خود استفاده میکند، و این کار را با هدف گمراه کردن برخی از سهامداران درباره عملکرد واقعی اقتصادی و یا برای تأثیر در نتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، انجام میدهد.»
فرن و همکاران، دستکاری سود توسط مدیریت به منظور دستیابی به قسمتی از پیشداوریهای مربوط به «سود مورد انتظار» مانند پیشبینی تحلیلگران، برآوردهای قبلی مدیریت و یا کاهش پراکندگی سودها را به عنوان مدیریت سود تعریف میکنند. تعریف دی جورج و همکاران مشابه تعریف فوق میباشد. به عقیده ایشان انگیزه اصلی مدیریت سود تأثیرگذاری بر تصور سرمایهگذاران در مورد واحدهای تجاری است. بینی (۱۹۹۴) مدیریت سود را به عنوان فرایند تصمیمگیری آگاهانه با رعایت اصول پذیرفتهشده حسابداری، جهت رساندن سود گزارش شده به سطح مورد نظر، تعریف کردهاست.
مدیریت سود به مداخله عمومی مدیریت در فرایند تعیین سود که غالبا در راستای اهداف دلخواه مدیریت میباشد، اطلاق میگردد. (وایلد و دیگران، ۲۰۰۱)
کلاک و کلاگ دو انگیزه اصلی برای مدیریت سود تعریف میکنند: تشویق سرمایهگذاران برای خرید سهام شرکت، افزایش ارزش بازار شرکت.
وی در یک مقاله کاملا نظری، مباحث مربوط به منافع را عنوان کردهاست. به نظر میرسد که مدیریت سود معمولا از استفاده مدیران برای مزایای عدم تقارن اطلاعاتی سهامداران ناشی میشود.
این مسئله، قانون تعریف ارائه شده توسط اسکات است. دی در مباحث مذکور حداقل دو مسئله مهم را مطرح نموده است. اولاً دستکاری سود جهت افزایش پاداش مدیران که از طرف سرمایهگذاران تأمین میشود، ثانیاًً، سرمایهگذاران بالفعل تمایل دارند که بازار برداشت بهتری از ارزش شرکت داشته باشد، بنابرین انتقال ثروت بالقوه از سرمایهگذاران قدیم، که جهت ایجادکننده یک تقاضای داخلی برای مدیریت سود هستند به وجود میآید.