شیخ طوسی می فرماید:آن چیزی که زن و مرد روی آن توافق میکنند ، مهر است . آن چه که برای آن قیمت است، کم باشد یا زیاد (ما ترافیا علیه الناس قلیلا کان او کثیرا )[۱۶] . طبق تعریف دایره المعارف اسلام ، مهریه در شرح اسلام به معنای هدیه است که داماد باید به هنگام عقد ازدواج پرداخت آن را به عروس متعهد گردد.
۴-۲: تعریف مهریه در اصطلاح حقوقدانها:قانون مدنی ایران تعریفی از ((مهر))ارائه نکرده است ، ولی از بررسی مواد قانونی مربوط به مهر معلوم می شود مهر عبارت است:مالی که مرد برای عقد نکاح به همسر خود تملیک می کند. به عبارت دیگر ، مهر مالی است که به مناسبت عقد نکاح ، مرد ملزم به دادن آن به زن می شود.این الزام مرد ناشی از حکم قانون است و ریشه قراردادی ندارد.به همین دلیل است که سکوت زن و مرد در حین عقد نکاح یا توافق زن و مرد بر این که به زن مهریه ای تعلق نگیرد ، تکلیف قانونی مرد در مورد دادن نفقه را از بین نمی برد.
گفتار دوم: اقسام مهریه
با توجه به شرع مقدس اسلام که مهمترین منبع حقوق ما به شمار می رود و فرمایشات پیامبر عظیم الاشأن و ائمه معصوم و سیره آن ها و تحقیق و جستجو در کتب فقهی و حقوقی معتبر موجود اقسام مختلف مهر مشخص گردیده است و توضیحات جامع و کاملی پیرامون آن مبذول گردیده است که تقسیم بندی زیر از جمله مهمترین این تقسیمات است:
۱٫مهر المسمی ۲٫مهر المثل ۳٫مهر المتعه
بند۱٫مهر المسمی: هرگاه مهر در عقد ازدواج تعیین شده باشد آن را را مهر المسمیَ گویند. اصطلاح مهر المسمی از فقه اسلامی گرفته شده و در ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی به کار رفته ولی قانون آن را تعریف نکرده است . معهذا با بهره گرفتن از مواد مختلف قانون مدنی و با توجه به فقه اسلامی می توان گفت : مهر المسمی عبارت از مالی است که به عنوان مهر با توافق زوجین تعیین می شود ، یا شخصی که زوجین انتخاب کردهاند معین می نمایید.[۱۷] مهریه ممکن است عین معین باشد مانند باغ ، اتومبیل ، و خانه و غیر این ها ، ممکن است کاری باشد. البته کاری مورد نظر است که منفعت اقتصادی داشته باشد مانند تعلیم زبان خارجه ، یا آموزش رانندگی ، یا قالیبافی ، یا خیاطی و … ولی نمی تواند کاری عبث و بیهوده باشد که هیچ منفعت عقلائی و اقتصادی نداشته باشد( مانند اینکه از تهران تا کرمان پیاده برود.)
مهریه ممکن است منفعت باشد چنان که محصول اجاره یک سال پرتقال باشد یا اجاره بهای خانه یا مغازه ای را برای مدت معیین مهر قرار دهند. ممکن است مهر کلی باشد مانند اینکه بگویند مهر یکصد سکه طلا باشد یا یک تن گندم باشد . در مهر کلی باید برای اینکه باعث جهل طرفین نباشد ، معلوم و معین(نوع وصف ،میزان ) باشد. همچنین ممکن است مهر نه عین باشد ، نه منفعت و نه عمل ، بلکه حق باشد. این حق اعم است از از حق دینی مانند حقی که به نفع زن از طرف شوهر ایجاد می شود ( مانند اینکه شوهر تعهد میکند مبلغ یک میلیون تومان بابت مهر به زن بدهد) یا طلبی که از شخص ثالث دارد و حق عینی (مانند حق انتفاع ، ارتفاق )و حق خیار.
اکنون که مفهوم مهر المسمیَ مشخص شد به بحث شرایط مهر می پردازیم :
شرایط صحت مورد معامله : قراردادی که زن و مرد راجع به مهر می بندند یک قرارداد تبعی است ، یعنی قراردادی است راجع به مال که جدا از اصل نکاح ولی تابع عقد مذبور میباشد و بدین جهت شرایط اساسی صحت معامله در قرارداد مهر نیز لازم الرعایه است . بنابرین چیزی که به عنوان مهر تعیین می شود باید دارای شرایط عمومی مورد معامله باشد[۱۸].
شرایط عمومی مورد معامله عبارتند از :
۱٫ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی میگوید هر چیزی را که مالیت داشته باشد . یعنی دارای ارزش اقتصادی و مادی باشد و بتوان آن را به عنوان عوض در یک قرارداد گنجاند. (به عنوان مثال مواد مخدر و مشروبات الکلی را چون از لحاظ قانونی دارای مالیت نبوده و نمی توان از لحاظ قانونی معامله کرد پس به عنوان مهر نمی توان قرار داد چون مالیت ندارند.
۲٫ماده ۱۰۷۸ در ادامه میگوید مهر باید قابل تملیک به وسیله زن باشد بنابرین نمی توان ماهی در رودخانه یاپرنده در آسمان که قابل تملک نیستند ، وهمچنین اموال و مشترکات عمومی و موقوفات را نمی توان به عنوان مهر قرار داد. همچنین مالی که متعلق به حق شخص ثالث ثالث است ،مانند مالی که بر اثر صدور اجرائیه بازداشت شده نمی توان مهر قرار داد ، مگر با اجازه دارندهء حق . هر گاه مالی با حفظ حق شخص ثالث مهر قرار داده شود بعد از رفع بازداشت زن میتواند در آن تصرف مالکانه نماید و اگر مال برای استیفاء حق مزبوربه فروش برسد، آنچه پس از پرداخت حق بستانکار بماند ، از آن زن خواهد بود . مال قابل تملک میتواند عین معین، کلی، منفعت و یا حق و یا کار یا هر چیزی که قابل تملک باشد به عنوان مهر قرار گیرد.
۳٫ ماده ۳۶۱ قانون مدنی میگوید اگر بیع عین معین معلوم شود که مبیع وجود نداشته بیع باطل است پس می توان استنباط کرد که اگر مهریه عین معین باشد و در زمان عقد مهر قرار داده شود موجود نباشد تعیین مهر باطل است نه خود عقد نکاح .
بطلان بیع در صورتی مسلم است که عین معین به عنوان تملیک مال موجود فروخته شود. ولی در نفوذ بیع عینی که در آینده ساخته شود (مانند آپارتمان و مبلی که سفارش داده شده ) تردید است و صحت آن ترجیح دارد[۱۹]، چنان که ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی میگوید در صورتی که مهر المسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد ، در صورت اول و دوم ، زن مستحق مهر المثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر این که صاحب مال اجازه نماید. حال که دانستیم در صورت بطلان مهر نکاح نافذ است و الزام قانونی مربوط به پرداختن مهر باید به گونه ای اجرا شود ، باید دید طبیعت و حدود این الزام چیست و میزان مهر چگونه معین می شود ؟
برای حل این مشکل سه پیشنهاد گوناگون ارائه شده است:
۱٫در این حالت ، چون توافق درباره مهر باطل است،در نظر قانون مانند موردی است که مهر در عقد معین نشده است. پس، زن در صورتی حق گرفتن مهر دارد که بین او و شوهرش نزدیکی واقع شود. تنها در این فرض شوهر باید مهر المثل بپردازد. ولی هرگاه پیش از نزدیکی نکاح به طلاق منتهی شود، شوهر هیچ مهری به عهده ندارد.