«…۱٫ کسانی که سن آنان کمتر از ۲۵ سال تمام باشد.
۲٫ کسانی که دردعوا ذینفع باشند.
۳٫ کسانی که با یکی از اصحاب دعوا قرابت سببی یا نسبی تا درجه دوم از طبقه سوم داشته باشند.
۴٫ کسانی که قیم یا کفیل یا وکیل یا مباشر امور یک از اصحاب دعوا میباشند و یکی از اصحاب دعوا مباشر امور آنان باشد.
۵٫ کسانی که خود یا همسرانشان وارث یکی از اصحاب دعوا باشند.
۶ .کسانی که با یکی از اصحاب دعوا یا با اشخاصی که قرابت نسبی یا سببی تا درجه دوم از طبقه سوم با یکی از اصحاب دعوا دارند، در گذشته یا حال دادرسی کیفری داشته باشند.
۷٫ کسانی که خود یا همسرانشان و یا یکی از اقربای نسبی یا سببی تا در جهی دوم از طبقه سوم او دادرسی مدنی دارند.
۸٫ کارمندان دولت در حوزه مأموریت آنان.»
با توجه به ماده ۴۶۹ قانون آیین دادرسی مدنی ممنوعیت اشخاص مذبور از داوری نسبی است ، بدین معنا که نه تنها در داوریهایی که مداخلهای دادگاه در انتخاب داور لازم نمیگردد میتوانند به عنوان داور انتخاب شوند، بلکه میتواند، در صورتی که اصحاب دعوا تراضی نمایند، توسط دادگاه نیز به داوری انتخاب شوند. بنابرین کسی که در دعاوی مطروحه ذینفع باشد نمیتواند به عنوان داور انتخاب شود. (بنده ۲ ماده ۴۶۹ قانون آیین دادرسی مدنی)[۳۷]
۳٫ وزیر یا نماینده نبودن داور
ماده نخست لایحه قانونی موسوم به «منع مداخله» مصوب ۱۳۳۷، نخستوزیر، معاون اول رئیسجمهور، وزرا، نمایندگان مجلس و… را از معاملات یا داوری در دعاوی با دولت یا مجلسین (مجلس) یا شهرداریها یا دستگاههای وابسته به آن ها و… منع میکند، اعم از اینکه دعاوی مذبور در مراجع قانونی مطرح شده یا نشده باشد، پس اشخاص مورد اشاره مقرر در قانون مذبور به طور مطلق از داوری ممنوع نمیباشند بلکه در صورتی از داوری ممنوع میباشند که طرف اختلاف، دولت، شهرداریها یا … باشد.[۳۸]
بند چهارم: داوری اشخاص حقوقی
یکی از مباحث مهم در زمینه داوری، موضوع داور شدن اشخاص حقوقی است. به عبارت دیگر سؤالی که مطرح میشود این است که آیا اشخاص حقوقی میتوانند داور واقع شوند؟ آیا صلاحیت تصدی سمت داوری، صرفاً اختصاص به اشخاص حقیقی دارد؟[۳۹]
در خصوص داوری دو دیدگاه متفاوت وجود دارد:
عدهای داوری را سمتی شبهقضایی دانسته و معتقدند داور همان قاضی و دادرس است که از سوی اصحاب دعوا انتخاب میشود. لذا داوری همردیف قضاوت است و داور باید فردی باشد که علاوه بر داشتن وجدان فردی بتواند دلایل ابرازی طرفین اختلاف را بررسی کند. در نهایت به اتخاذ تصمیم منصفانهای بر اساس درک و شعور قضایی خویش مبادرت ورزد و انجام این امر تنها از عهده اشخاص حقیقی بر میآید. از موجودی که فاقد وجدان و درک است (شخص حقوقی) نمیتوان چنین انتظاری داشت.[۴۰]
عدهای دیگر معتقدند هرچند داوری همردیف قضاوت و بهترین جانشین برای رسیدگی قضایی است و داور هم به مشابه قاضی و دادرس است. لیکن اینها نمیتوانند دلایل موجهی جهت محروم کردن شخص حقوقی از داشتن چنین سمتی باشند زیرا میتوان مؤسسه یا سازمانی را برای داوری ایجاد کرد و اشخاص حقیقی داوری را در آن عضویت داد. در این موارد هر چند شخص حقیقی داوری میکند لیکن او به عنوان نماینده شخص حقوقی عمل میکند.[۴۱]
با مراجعه به قانون تجارت و قانون آیین دادرسی مدنی و سایر قوانین موضوعه به نظر میرسد به دلایل زیر میتوان قایل به جواز و مشروعیت داوری اشخاص حقوقی شد:[۴۲]
۱٫ ماده ۵۸۸ قانون تجارت مقرر میدارد: «شخص حقوقی میتواند دارای کلیه حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است مگر حقوق و وظایفی که بالطبیعه فقط انسان ممکن است دارای آن باشد مانند حقوق و وظایف ابوت، بنوت، امثال ذلک» پس به موجب قسمت اول ماده ۵۸۸ قانون تجارت میتوان اشخاص حقوقی را داور قرار داد. زیرا داوری از حقوقی نیست که بالطبیعه مختص انسانها باشد.
۲٫ ماده ۵۸۹ قانون تجارت اعلام میدارد: «تصمیمات شخص حقوقی به وسیله مقامات صلاحیتدار اتخاذ میگردد» حکم این ماده تنها شامل شرکتها نمیشود بلکه سایر اشخاص حقوقی از جمله مؤسسات داوری را نیز در بر میگیرد.
۳٫ ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر میدارد: «کلیه اشخاصی که اهلیت اقامه دعوی را دارند میتوانند منازعه و اختلاف خود را اعم از اینکه دادگاههای دادگستری طرح شده یا نشده باشد و در صورت طرح در هر مرحله که باشد به تراضی به داوری یک یا چند نفر رجوع کنند.» کلمه نفر در خصوص اشخاص حقیقی به کار میرود لیکن ذکر این کلمه در ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به مورد اغلب است. زیرا داوری را اغلب به شخص حقیقی ارجاع میکنند لذا مفهوم مخالف ندارد یعنی صلاحیت دار شدن شخص حقوقی را نفی نمیکند.
۴٫ ماده ۲۶ لایحه قانون تأسیس اتاقهای بازرگانی (مصوب هفتم دیماه ۱۳۳۳) مقرر میدارد:
«اتاقهای بازرگانی میتوانند در امور بازرگانی داور یا کارشناس واقع شوند.» مبرهن است که اجازه داور شدن به اتاق بازرگانی به عنوان شخصیت حقوقی بیانگر این واقعیت است که شخص حقوقی میتواند داوری کند.
۵٫ ماده ۵ قانون اتاق بازرگانی و صنایع و معادن جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۵ اسفند ماه ۱۳۶۹ مقرر میدارد: «که وظایف و اختیارات اتاق ایران عبارت است از: بند(ح) تلاش در جهت بررسی و حل و فصل مسائل بازرگانی داخلی و خارجی اعضاء از طریق تشکیل مرکز داوری اتاق ایران که اساسنامه مرکز داوری مذبور به پیشنهاد وزارتخانههای بازرگانی و دادگستری به تصویب مجلس شورای اسلامی خواهد رسید.» تمامی دلایل قانونی فوق، اثباتکننده امکان داوری توسط شخص حقوقی در حقوق ایران میباشد.
با عنایت به موارد ذکر شده هیچ تردیدی در قبول داوری شخص حقوقی در حقوق ایران وجود ندارد وبا ثبت و تأسیس مراکز و مؤسسات متعدد داوری در اداره ثبت شرکتها توسط متخصصین که در این امر فعالیت داشته در قالب مؤسسات غیر تجاری میتوان زمینه داوری اشخاص حقوقی را فراهم آورد، ضمن اینکه نویسندگان حقوقی نیز اصل داوری اشخاص حقوقی را در حقوق ایران پذیرفتهاند.
گفتار دوم: موارد جرح داور
ماده ۱۲- موارد جرح داور
۱٫ داور در صورتی قابل جرح است که اوضاع و احوال موجود باعث تردیدهای موجهی در خصوص بیطرفی و استقلال او شود و یا اینکه واجد اوصافی که مورد توافق و نظر طرفین بوده است، نباشد. هر طرف صرفاً به استناد عللی که پس از تعیین داور از آن ها مطلع شده میتواند داوری را که خود تعیین کرده و یا در جریان تعیین او مشارکت داشته است، جرح کند.
۲٫ شخصی که به عنوان داور مورد پیشنهاد قرار میگیرد. باید هر گونه اوضاع و احوالی را که موجب تردید موجه در مورد بیطرفی و استقلال او شود، افشا نماید. «داور» باید از موقع انتصاب به عنوان «داور» و در طول جریان داوری نیز بروز چنین اوضاع و احوالی را بدون تأخیر به طرفین اطلاع دهد، مگر اینکه قبلاً آنان را از اوضاع و احوال مذکور مطلع نموده باشد.
۱٫کلیات