۱) گروههای آموزشی والدین
۲) مراکز حاوی منابع گوناگون برای آموزش والدین
۳) خبرنامه
۴) برنامه های رادیویی
۵) ملاقات با والدین در خانه
۶) به کارگیری والدین باتجربه تربرای هدایت والدین کم تجربه
۷) برنامه های ارائه شده در بیمارستانها
۸) مقالات روزنامه ها
۹)گروههای حمایت کننده
۱۰) ارائه خدمات حمایتی وهمیاری بین سازمانی
۱۱) گروههای حمایتی
۱۲) ائتلاف هادراجتماع محلی و نیروهای ویژه در انجام وظایف
۱۳) برنامه های یادگیری در منازل
۱۴) گروههای مشاور والدین
۱۵) گروههای تغییراجتماعی(آموزش رهایی بخش)
۲-۶- بخش دوم: طیف دیدگاه های تربیتی
مقدمه :
هریک از ما در دیدن اشیاء شیوه ای خاص خود داریم یا دارای جهان بینی خاص خود هستیم . جهان بینی ما آمیزه ای از ارزشها ، نگرش ها و ادراکات ماست که در سامان بخشیدن به آنچه در پیرامون ما اتفاق می افتد ، ما را یاری میکند این جهان بینی نقشه ای از واقعیت است که از سوابق ، تجربه ها و فرهنگ ساخته شده و زمینه ساز چگونگی دید ما از اشیاء است (جی پی میلر[۲۹]؛ به نقل از مهرمحمدی ،۱۳۸۶) . بنابرین از آنجایی که هر یک از ما وحتی روانشناسان که در حوزه علم رفتار و شناخت آن فعالیت دارند دیدگاه ها و شیوه های متفاوتی نسبت به مطالعه کودک دارد. یکی با زمینه ذهنی فرویدی به رفتار وتربیت کودک می نگرد ، دومی با دیدگاه اجتماعی یا خانوادگی در تحلیل مسائل رفتاری و شناختی کودک به بحث و بررسی می پردازد و سومی با دیدگاهی انسان گرایانه کودک را محور قرار میدهد. بنابرین هریک از والدین نیز با توجه به جهان بینی هایی که نسبت به دنیای کودک دارند ؛ دیدگاه های تربیتی مختلفی را اتخاذ میکنند ولازم است که هریک از والدین از این دیدگاه ها حداقل اطلاعات لازم را در جهت تربیت کودک و نوجوان خود به کار گیرند. زیرا به نقل از حسین نژاد ومجد فر(۱۳۸۸) ؛ کودکان آگاه نیستند و تصمیم گیری های ناآگاهانه ای دارند ولازم است که والدین شرایط برقراری رشد و پرورش کودک خود را به عنوان یکی از راهکار های تربیتی هم چون مراقبت بر پایه مهربانی ، صلابت ، بزرگی واحترام متقابل را پدید آورند. واین امکان پذیر نیست مگر در سایه آموزش های لازم و آشنایی مادران و پدران با دیدگاه های تربیتی و عوامل آموزش وپرورشی و اجتماعی خانواده. بنابرین ما در این بخش از تحقیق اشاره ای مختصر به طیفی از دیدگاه های تربیتی و صاحبنظران تعلیم وتربیت می پردازیم.
دیدگاه های تربیتی که در این بخش از پژوهش مورد بررسی وتحلیل قرار می گیرند عبارتند از : ۱) رفتاری [۳۰] ۲) موضوعی /دیسیپلینی[۳۱]، ۳) اجتماعی[۳۲]، ۴) رشدگرا[۳۳] ، ۵ ) فرایند شناختی[۳۴]، ۶ ) انسان گرایانه[۳۵]، ۷) ماورای فردی[۳۶] یا کل گرا.
در یک سر طیف دیدگاه های تربیتی،دیدگاه های قرار دارند که توجه آن ها به ابعاد بیرونی (مانندرفتار دانش آموزان ) معطوف است.در انتهای دیگر طیف ، تأکید بیشتری بر ابعاد درونی (مانند افکار ، احساسات وانگاره ها) قرار دارد. در میانه طیف دیدگاه های قرار گرفته اندکه کانون توجه خود را تعامل میان ابعاد بیرونی و درونی قرار دارند(مهر محمدی،۱۳۸۶).
۲-۶-۱- دیدگاه رفتاری :
این دیدگاه با روشهای خاص یادگیری که به رفتار های مشخصی منجر می شود سروکار دارد ، در این دیدگاه مهمترین چیز رابطه بین محیط ورفتار است تغییراتی که در محیط ایجاد میشوند به تغییر در رفتار می انجامند(سیف،۱۳۸۷) از این دیدگاه در برنامه های آموزش وپرورش کودکان استثنایی برای دانش آموزان عقب مانده ذهنی نیز استفاده شده است. در این برنامه ها موضوع یا تکلیف های یادگیری معمولاً به اجزاء کوچکتر شکسته میشوند. در دیدگاه رفتار گرایی ، توصیف رفتار فرد در قالب های مشخص از آنجا که آن را قابل مشاهده ساخته ، تهیه یک برنامه برخوردار از ساخت و بافت از پیش تعیین شده را نیز ممکن میسازد (مهر محمدی ،۱۳۸۶) . از اصول اساسی مورد توجه این دیدگاه این است که ؛ اولاً ، تقریباً همه رفتار های انسان یادگرفتنی است و دوم اینکه توجه به عینیت ، [محیط بیرونی فرد] هدف اصلی روانشناسی است (کدیور،۱۳۸۶) .از برجسته ترین سخنگویان این دیدگاه اسکینر[۳۷] است.” وی کلیه رفتار ها را به دو دسته کنشگر[۳۸](یا رفتار فعال) که به وسیله یک محرک شناخته شده فراخوانده نمی شود بلکه صرفاً از جاندار صادر می شود و پاسخ گر[۳۹]که به وسیله یک محرک شناخته شده فراخوانده یا ایجاد می شود ، تقسیم کردهاست” (سیف،۱۳۸۷). هر چند برخی از آثار او جنجال بر انگیز بوده ، با انطباق دیدگاه رفتار گرایی با موقعیت های گوناگون ، برنامه هایی برای خود کنترلی ، آموزش رفتارجرأت آمیزی وکاهش فشار روانی تهیه شده است.(مهر محمدی،۱۳۸۶).
۲-۶-۲- دیدگاه شناختی :
اطلاعات حاصل ازمطالعه رشد وتحول کودک از آن نظر با اهمیت است که به شکل گیری تدابیر تربیتی کمک میکند و راه هایی را به مربیان و والدین نشان میدهد که شرایط لازم را برای رشد و شکوفایی کودکان و نوجوانان فراهم می آورد. در عین حال ، یکی از انگیزه های روانشناسانی که در این زمینه مطالعه میکنند این است که در زمینه ی پیچیدگی های رشد و تحول انسان دانش پایه را فراهم کنند . یکی از معروفترین نظریه های روانشناسان مربوط به دیدگاه شناختی ، نظریه پیاژه است . نظریه پیاژه نه تنها در روانشناسی و نیز در بررسی تحول شناختی کودک دارای منزلتی استثنایی است ، بلکه تأثیرات ژرفی برتعلیم وتربیت داشته است. پیاژه با تأکید بر فعالیت های خود انگیخته کودکان و با مردود شمردن آزمونهایی که مبتنی بر یک جواب صحیح است ، در انتخاب روش مناسب برای کشف ماهیت تفکر کودک تلاش کرد و توانست روش دقیقی برای پیگیری تفکر کودک برگزیند که به روش بالینی مشهور است. این روش ، از معایب آزمونها و مصاحبه به دور است واز وابستگی کودک وآزمایشکر به روابط کلامی تا حد ممکن می کاهد.
به نظر پیاژه ، چهار عامل در تحول شناختی کودک تأثیر دارد که عبارتند از ۱) رسش ، ۲) تجربیات محیطی ، ۳) تعامل های اجتماعی و ۴) تعادل جویی .
نظریه های پیاژه ، معطوف نقش عوامل زیستی در تحول شناختی کودک است ولی نحوه سازگاری و سازماندهی فرایندهای هوشی تابع دو عامل محیط و پیشینه ی یادگیری فرد است ، اما در مقابل ، گرایش به سازماندهی فرایندهای هوشی و برقراری سازگاری های ویژه با محیط را به ارث میبرد. به بیان دیگر پیاژه به بلوغ زیستی فرد در طول زمان اشاره دارد تا به وراثت در تحول شناختی . با همه اهمیتی که پیاژه برای بلوغ زیستی قائل است ، تواناییهای شناختی کودک حاصل تعامل او با محیط است.
پیاژه در عمل متقابل با جهان پیرامون ، بین تجربیات محیطی و تجربیات اجتماعی تفاوت قائل است. به نظر اونوع تجربه هایی که کودک از طریق کار روی اشیاء به دست می آورد ، در تحول شناختی او مؤثر است ؛ ولی محیط اجتماعی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است واز آن میان ، پیاژه بر نقش زبان در باز نمایی ذهنی اعمال تأکید دارد.البته برخلاف نظر برونر ، پیاژه زبان را عامل به وجود آورنده ی هوش نمی داند بلکه زبان را تسهیل کننده تحولات شناختی از جمله هوش به حساب می آورد . به نظر پیاژه گروه همسالان نیز در میان عوامل اجتماعی نقش ویژه ای در تحول شناختی کودک بر عهده دارند.