“
۲-۹- کمیته حسابرسی و حاکمیت شرکتی
موفقیت کمیته حسابرسی در ایفای وظیفه نظارتی خود کاملا به روابط این کمیته با سایر اعضای گروههای حاکم بر شرکت از قبیل مدیران، حسابرسان مستقل، حسابرسان داخلی، هیاتهای قانونی، مشاوران حرفهای، قانونگذاران و مراجع تدوینکننده استاندارد بستگی دارد. وجود منابع مختلف برای هر کدام از اعضای گروههای مذکور، بیانگر اهمیت وظیفه و نقش مهم کمیته حسابرسی به عنوان یک عنصر بسیار حیاتی در حاکمیت شرکتی میباشد. لویت(۱۹۹۹) یکی از اعضای پیشین کمیسیون بورس اوراق بهادار اظهار میدارد:
نظارت مؤثر بر گزارشگری مالی به عواملی از قبیل قدرت کمیته حسابرسی، صلاحیت و شایستگی اعضای کمیته حسابرسی، استقلال و عدم دخالت احساسات در اظهارنظر حرفهای این کمیته، بستگی دارد.
در حال حاضر کمیتههای حسابرسی به دنبال نظارت بر سیستم حاکمیت شرکت، گزارشگری مالی، ساختار کنترلهای داخلی، عملکرد حسابرسان مستقل و حسابرسان داخلی و خدمات ارائه شده از سوی آن ها میباشد.
قوانین وضع شده از سوی کمیسیون بورس و اوراق بهادار تاثیر زیادی بر ساختار کمیتههای حسابرسی، ترکیب آن ها، عملیات و مسئولیتهای آن ها در قبال شرکتهای تجاری و گروههای حاکم بر شرکتها داشته است. بر اساس این قوانین و جهت نظارت هر چه بهتر کمیتههای حسابرسی، این کمیتهها باید مستقل باشند، اعضای آن از صلاحیت کافی و تخصص مالی برخوردار بوده و منابع مالی کافی در اختیار آن ها قرار گیرد و در نهایت، حقوق و پاداش آن ها به طور مناسبی پرداخت شود.
قانون ساربنز- آکسلی نیز توجه کافی به کمیتههای حسابرسی داشته و الزامات خاصی را برای آن ها تعیین نموده است:
۱٫تمام اعضای کمیتههای حسابرسی باید از بین اعضای مستقل هیات مدیره انتخاب گردند. ۲٫ کمیتههای حسابرسی به طور مستقیم باید مسئول انتخاب گروه حسابرسان مستقل، تعیین حقالزحمه آن ها و نظارت بر کار ایشان باشد. ۳٫ کمیته حسابرسی باید اختیار دخالت در مسائل مشورتی را داشته باشد. ۴٫ کمیته حسابرسی باید به اندازه کافی تامین مالی گردد تا به نحو صحیحی وظایف خود را ایفا نماید. ۵٫ حسابرسان مستقل باید رویههای حسابداری مهم به کار گرفته شده از سوی صاحبکار خود را به کمیته حسابرسی گزارش نمایند. ۶٫ کمیسیون بورس و اوراق بهادار باید قوانینی وضع نماید تا شرکتهای سهامی عام را ملزم کند تا حداقل یکی از اعضای کمیته حسابرسی، دارای تخصص مالی باشد.
توجه چنین قوانینی به کمیته حسابرسی، باعث گردید تا الزاماتی خاص بر عهده کمیته حسابرسی واحدهای تجاری گذاشته شود و مسئولیت و تعهد آن ها درباره مسائل نظارتی فزونی یابد.
۲-۱۰- ویژگیهای کمیته حسابرسی
ویژگیهای کمیته حسابرسی شامل استقلال، تخصص، تلاش، اندازه، دوره تصدی، اثربخشی کمیته حسابرسی میباشد، که هر یک را توضیح میدهیم.
۱٫استقلال کمیته حسابرسی: یکی از مهمترین ویژگیهای کمیته حسابرسی که بسیار مورد تأکید قرار میگیرد، استقلال کمیته حسابرسی است. اگرچه تعریف استقلال بسیار مشکل است، اما میتوان آن را به معنای وابسته نبودن به مدیریت دانست. یک خریدار یا فروشنده عمده، کارکنان یا روسای پیشین یا وابستگی به شرکت، استقلال کمیته حسابرسی را مخدوش و برای آن مشکلاتی ایجاد میکند. از طرف دیگر، استقلال به معنای توان تصمیمگیریهای بیطرفانه است که ممکن است با منافع مدیریت در تضاد باشد، تشخیص استقلال و درستکاری اعضای کمیته حسابرسی با هیئت مدیره است. بنابرین، گزینش اعضای کمیته باید به دقت و آزادی عمل صورت گیرد. تعریف استقلال در شرکتهای کوچک ممکن است با انعطاف بیشتری همراه باشد و برخی وابستگیهای اعضای کمیته حسابرسی باعث نقض استقلال آنان نمیشود. با این وجود، باید موارد وابستگی در گزارش سالانه منعکس سازند.
اعضای کمیته حسابرسی نباید فقط استقلال ظاهری و رسمی بر طبق معیارهای از پیش تعیین شده داشته باشند، بلکه استقلال عقیده، قضاوت و عمل نیز بسیار مهم است. بنابرین، استقلال باید واقعی باشد و در عمل به کار گرفته شود. اعضای کمیته باید آزادانه نظر خود را بیان کنند و اعتماد آن ها به مدیریت و ارتباط آن ها با مدیریت نباید بیطرفی و استقلال آن ها را خدشهدار کند. مزایای حاصل از استقلال کمیته حسابرسی تنها زمانی به دست میآید که کمیته حسابرسی صد در صد مستقل باشد. یعنی تمام اعضای کمیته باید مستقل باشند تا بتوان مزایای حاصل از استقلال کمیته حسابرسی دست یافت. یک کمیته حسابرسی مستقل نقش مهم در کسب اطمینان از قابلیت اتکای گزارشهای مالی و کاهش احتمال تقلب مدیریت ایفا میکند. مسئولیتها و تواناییهای مورد نیاز کمیته حسابرسی در طول زمان، به ویژه تصویب قانون آکسلی در سال ۲۰۰۲ افزایش یافته است(مهدوی، ۱۳۹۱).
موارد ذیل برخی از مصادیقی است که (به تشخیص مقام انتخاب کننده) ممکن است منجر به عدم تحقق تعریف عضو مستقل شود:
۱٫ مالک بیش از پنج درصد سهام شرکت اصلی، شرکتهای فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن باشد، ۲٫طی سهسال قبل از انتخاب، طرف قرارداد یا دارای معاملات تجاری یا روابط تجاری بااهمیت مستقیم یا غیرمستقیم با شرکت اصلی، شرکتهای فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن باشد، ۳٫در طی مدت دو سال قبل از انتخاب، هر گونه مسئولیت اجرایی و رابطه استخدامی در شرکت اصلی، شرکتهای فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن داشته باشد، ۴٫ رابطه سببی یا نسبی (طبقه اول و دوم) با اعضای هیئت مدیره،مدیرعامل، مشاوران یا کارکنان ارشد فعلی داشته باشد، ۵٫ در کسب و کاری که ماهیتاً مشابه شرکت اصلی، شرکتهای فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن است، فعالیت داشته باشد، ۶٫جزء کارکنان مؤسسه حسابرسی مستقل شرکت اصلی، شرکتهای فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن باشد، و ۷٫ منافع یا رابطه مشترک با اهمیتی با اعضای هیئت مدیره شرکت، در سایر شرکتها یا هیئتمدیرههای آن ها داشته باشد.
لازم به ذکر است، اعضای هیئت مدیره، زمانی عضو مستقل محسوب میشوند که علاوه بر احراز شرایط مقرر در تعریف عضو مستقل، منتخب سهامدار عمده نباشند. منظور از سهامدار عمده، «سهامدار دارای کنترل» میباشد.
در تحقیقات قبلی استقلال کمیته حسابرسی به عنوان یکی از ویژگیهای اصلی مرتبط با اثربخشی کمیته حسابرسی مورد مطالعه قرار گرفته است. ویکنر، هیکمن و کارنس[۱۸](۱۹۹۳) مطالعهای توصیفی درباره استقلال کمیته حسابرسی انجام دادند. نتایج آن ها حاکی از این بود که تقریبا یک سوم از اعضای کمیته حسابرسی در نمونه استخراج شده از شرکتهای بورس اوراق بهادار نیویورک به عنوان مدیران دارای وضعیت مبهم طبقهبندی شدند. این مدیران عبارت از خویشاوندان مدیریت، مشاوران شرکت، مدیران وابسته و هیئت اجرایی بازنشسته بودند.
“