-
- حمایت از تیمهای بینرشتهای دانشگاهی و صنعتی برای انجام تحقیقات بلندمدت
مجموعه این برنامه های تشویقی در کشورهای مختلف را میتوان به سه هدف کارکردی زیر تقسیم بندی کرد (OECD،۲۰۰۵):
-
- ارتقاء آموزش و استخدام دانشجویان و فارغ التحصیلان در شرکتهای کوچک و متوسط
-
- ارتقاء سطح آموزشی محققان موجود در مراکز تحقیقاتی دولتی و دانشگاهی و بهبود کیفیت تحقیقات آنها در تعامل با صنعت.
- ترغیب به شکل گیری تعاملات و آموزش محققان صنعتی در محیطهای تحقیقاتی دولتی و دانشگاهی.
نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که، در حوزه هایی که عدماطمینان بالا بوده و بخش خصوصی به راحتی سرمایه گذاری نمیکند، لازم است که دولت از طریق حمایت از ایجاد و توسعه شرکتهای زایشی شرایط را برای کارآفرینی فناورانه فراهم کند و از اینرو ایجاد چارچوبهای نهادی لازم (مانند ایجاد انکوباتورها، تغییر در مدیریت مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی) و همچنین ایجاد ساختارهای انگیزشی لازم (مانند: تدوین قوانین لازم برای جا به جایی منابع انسانی و کارآفرینی در مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی) از موضوعات کلیدی و مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
دولتهای کشورهای در حال توسعهای که در فرایند تجاریسازی ناتوان هستند و یا نمی توانند ارتباط لازم بین بخشهای مختلف درگیر در فرایند تجاریسازی ایجاد کنند، می توانند از تجربه دیگر کشورها برای تقویت فرایند خود استفاده کنند.بررسی تجارب کشورهای مختلف نشان میدهد که تجاریسازی می تواند از طریق قوانین، سازماندهی و چارچوبهای نهادی متفاوتی شکل بگیرد. بنابرین، استفاده از تجارب دیگر کشورها، به زمینه و شرایط یک کشور وابسته است و به راحتی نمی توان از آنها تقلید کرد، بلکه نیازمند بومیسازی و شناخت شرایط کشور است.
بنابرین دستهبندی کشورها با توجه به نوع ساختار تحقیقاتی و نوآوری در آنها شاید بتواند کمک بیشتری به این موضوع کند. در تحقیقی که در میان کشورهای عضو OECD انجام شده است، مشاهده می شود که آنها را از نظر سرمایه گذاری دولتی در تحقیق و توسعه و عملکرد نوآورانه و همچنین بازیگران اصلی غالب در زمینه تحقیقات دولتی، به چهار دسته کلی و دستههای فرعی مربوطه تقسیم کردهاست که در زیر به آن اشاره شده است (گوئینت،۲۰۰۲):
دسته اول: کشورهای دارای سهم سرمایه گذاری و عملکرد تحقیق و توسعه دولتی بسیار زیاد:
-
- نظام مبتنی بر دانشگاه (مانند: ترکیه)
-
- نظام گسترده مبتنی بر دانشگاه و مراکز تحقیقاتی دولتی (مانند: ایتالیا، نیوزلند، لهستان، پرتقال، مکزیک)
- نظام مبتنی بر مراکز تحقیقاتی دولتی (مانند: مجارستان، ایسلند)
دسته دوم: کشورهای دارای سهم سرمایه گذاری و عملکرد تحقیق و توسعه دولتی نسبتا زیاد:
-
- نظام مبتنی بر دانشگاه (مانند: اتریش، اسپانیا)
- نظام گسترده مبتنی بر دانشگاه و مراکز تحقیقاتی دولتی (مانند: فرانسه، هلند، نروژ)
دسته سوم: کشورهای دارای سهم سرمایه گذاری و عملکرد تحقیق وتوسعه دولتی متوسط:
-
- نظام مبتنی بر دانشگاه (مانند: کانادا، انگلستان)
-
- نظام گسترده مبتنی بر دانشگاه و مراکز تحقیقاتی دولتی (مانند: دانمارک، فنلاند، آلمان)
- نظام مبتنی بر مراکز تحقیقاتی دولتی (مانند: جمهوری چک)
دسته چهارم: کشورهای دارای سهم سرمایه گذاری و عملکرد تحقیق و توسعه دولتی کم:
-
- نظام مبتنی بر دانشگاه (مانند: بلژیک، ایرلند، ژاپن، سوئد، سوئیس، آمریکا)
- نظام مبتنی بر مراکز تحقیقاتی دولتی (مانند: کرهجنوبی)
به طور کلی میتوان گفت که مهمترین چالش کشورهای موجود در دسته اول، که دارای سرمایه گذاری تحقیق و توسعه پایینتر از متوسط جهانی هستند، تلاش برای افزایش ظرفیت جذب شرکتها و در نتیجه بالابردن سهم بخش خصوصی در انجام و سرمایه گذاری تحقیقات است. کشورهای موجود در دسته دوم و سوم باید به دنبال ارتقاء فرایند تجاریسازی، با هدف کاهش دوبارهکاریها در سرمایه گذاریهای تحقیقاتی و ارتقاء پاسخگویی بخش تحقیقاتی دولتی به نیازهای بخش صنعت باشند. در کشورهای دسته چهارم، مهمترین موضوع ارتقاء سرآمدی در تحقیقات دانشگاهی و تلاش برای استفاده هرچه بیشتر از سهم سرمایه گذاریهای تحقیقاتی دولتی نسبتا کمی است که انجام می شود (گوئینت،۲۰۰۲).
۲ـ۵ـ۳)نقش نهادهای میانجی و صنایع همکار در فرایند تجاری سازی
پیاده سازی و بهره گیری مؤثر از سیاستها و برنامه های تحریک طرفهای عرضه و تقاضا در بسیاری از مواقع نیازمند ایجاد و توسعه مجموعه ای از نهادهای میانجی و صنایع همکار است. بسیاری از دولتها در راستای به کارگیری مؤثر برنامه ها و سیاستهای پیشگفته، نهادهای خاصی را بهعنوان نهادهای میانجی ایجاد میکنند که زمینه تعامل بخشهای عرضه و تقاضا و شکل گیری تجاریسازی در آنها فراهم می شود.همچنین همکاری صنایع مرتبط را جهت تسهیل فرایند تجاری سازی ایجاد می نمایند. لازم بهذکر است که این نهادها بهخودیخود مفهومی نداشته و معمولا با هدف حمایت از برنامه یا سیاست خاصی و یا همکاری در بخشی از زنجیره تامین شکل می گیرند. ازاینرو در طراحی و توسعه این نهادها باید به قوانین و برنامه های پشتیبان آنها توجه ویژه نمود. ازسوی دیگر، لازم به یادآوری است که در بسیاری از مواقع دولت در طراحی و راه اندازی نهادهای میانجی نقش حمایتی و پشتیبانی دارد و نه نقش ایجادکننده مستقیم آنها.
نهاد به معنای مجموعهای از سازمانها، روشها، قواعد و قوانین که روابط نظام ملی نوآوری را قاعدهمند کرده و تعاملات را شکل میدهند، استفاده شده است. نهادها، با فراهمکردن مشوقها، اطلاعات و منابع لازم، عدماطمینان را کاهش میدهند و تعارضات را ازبین میبرند و شرایط را برای شکل گیری کارکردهای نظام ملی نوآوری فراهم میکنند.
تغییر در ساختارهای انگیزشی در فرایند تجاریسازی، منجر به ایجاد و توسعه نهادهای خاصی نیز در سطح کشورها شدهاست. ولی علاوه بر تأثیرگذاری ساختارهای انگیزشی بر چارچوبهای نهادی، به نظر میرسد که مجموعه ای از نهادها برای کاراتر کردن فرایند تجاریسازی در سطح ملی لازم و حیاتی هستند که در تجارب کشورهای مختلف دیده میشوند. بنابرین لازم است که کل چارچوب نهادی در فرایند تجاریسازی مورد توجه قرار گیرد و نهادهایی که برای سازماندهی فعالیتهای تجاریسازی لازم هستند باید ایجاد شوند. (گوئینت،۲۰۰۲).
نهادسازی برای تجاریسازی هم در سطح ملی و هم در سطح سازمان های تحقیقاتی و دانشگاهی امکان پذیر و لازم است. همانطور که دیده می شود، استفاده از نهادهای مختلفی که برخی از آنها در زیر اشاره شده است، میتواند در شکل گیری فرایند تجاریسازی تأثیرگذار باشند:
-
- مراکز انتقال فناوری،
-
- مراکز حق امتیاز فناوری،
-
- استفاده از پارکهای علمی و انکوباتورها (مراکز رشد)،
-
- بنگاههای تجاریسازی دستاوردهای تحقیقاتی در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی،
-
- مؤسسات و انجمنهای واسطهای صنعتی،
-
- شرکتهای نیمهدولتی مشاورهای در حوزه های نوآوری و فناوری،
-
- شبکه های مشاورهای،
-
- خدمات و شبکه های اطلاعاتی انتقال فناوری،