در زندگی انسان هیچ رفتار ارتباطی به اندازه ارتباطات کلامی وسعت و تاثیر ندارد و هیچ پدیدۀ ارتباطی اینقدر با زندگی انسان عجین نیست ( میلر، ۱۳۶۸: ۳۹). اختلاف بین ارتباطات کلامی و غیرکلامی به سادگی مقایسه اعمال و صحبت نیست . مثلاً صحبت کردن نیز آمیخته با عناصر غیر کلامی چون تن صدا، سکوتهای بین جمله ها و غیره است ( محسنیان راد، ۱۳۶۹: ۲۴۷). اساس ارتباطات کلامی بر زبان گذاشته شده است و زبان عامل ارتباط مستقیم و رودر ر و بین دو یا چند نفر میباشد، زبان نقش دو جانبه به عهده دارد از یک طرف منشأ ارتباط است و اندیشه پیام دهنده را به گیرنده بیان میکند و از طرف دیگر مخاطب طرف گفت و گو است و به او پاسخ میدهد( معتمدنژاد، ۱۳۷۱: ۷۱). هر زبان بخصوص برای کسی که با آن تکلم میکند راه دیدن جهان ، احساس کردن در این جهان را تعیین میکند . تأثیر زبان بر توسعه و پیشرفت تأثیری اساسی است اگر چه رایانه ها به مراتب از زبان دقیقتر هستند، اما زبان انعطافی دارد که آن ها نمی توانند داشته باشند. بنابرین زبان است که برای نظامهای پیچیده فرهنگی ما مبنا ایجاد میکند (آذرنگ، ۱۳۷۸: ۷).
اهمیت رابطه ی میان زبان و فرهنگ به یکی از مهمترین مقولات مورد بحث در مطالعات فرهنگی بدل شده است. دو دلیل اصلی و مرتبط بر این امر مترتب است: اول آنکه زبان واسطه ممتازی است که معانی فرهنگی را شکل میدهد و از طریق آن ارتباط مییابند.دوم اینکه زبان هم ابزار و هم واسطه ای است که به دانش ما از خویشتن و جهان اجتماعی شکل میدهد (بارکر، ۱۳۹۱:۱۶۵).
زبان شناسان تخمین میزنند که در حال حاضر حدود ۶۸۰۰ زبان زنده در جهان وجود داشته باشد که ۹۰ درصد آن ها دارای کمتر از صدهزار نفر گویشور هستند و ۳۵۷ مورد از این زبان ها کمتر از ۵۰ نفر سخنگو دارند و حتی تعدادی از این زبان ها (حدود۴۶ زبان) تنها یک گویشور دارند و در نتیجه به شدت در معرض خطر انقراض هستند ( بشیر نژاد، ۱۳۸۲: ۶۸).
زبان شناسان، عوامل متعددی را در بقا یا زوال یک زبان مؤثر می دانند که عمده ترین آن ها مهاجرت، شهرنشینی، صنعتی شدن، محدودیت های اعمال شده از سوی دولت ها، زبان آموزش و علم آموزی در نظام آموزشی کشور، اعتبار اجتماعی زبان ها و تعدادگویشوران یک زبان هستند. از این جهت آنچه در بالا بیان شد میزان اهمیت و ضرورت حفظ زبان را کاملا گویا مشخص میکند (Fasold, 1987: 217).
به کار بردن زبان و لهجه های قومی و محلی، یکی از متد او ل ترین خواست های اقلیت هاست و در اغلب کشور های دنیا اعم از پیشرفته و غیرپیشرفته چنین درخواست هایی وجود دارد (خوبری پاک، ۱۳۸۰: ۷۹).گروهی که به زبانی غیر از زبان اکثریت مردم یک کشور سخن م ی گویند، اقلیت زبانی نامیده میشوند. وحدت زبان در یک کشور، تحت تسلط گرفتن فضای ارتباطی به وسیله یک زبان و به زیان دیگر زبان هاست که سلطه آن با بهره گرفتن از نفوذ و اشباع فرهنگی به وجود خواهد آمد . دولت نیز این زبان را وسیله ای برای ارتباط یا عامل وحدت گرو ه های گوناگون میداند و نه عامل شناسایی هویت فردی وگروهی(صالحی امیری، ۱۳۸۸: ۱۵۶).
در اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، ضمن به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی در کشور بر امکان استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تد ریس ادبیات خرده فرهنگ ها در مدارس، در کنار زبان فارسی، تأکید و تصریح شده است:
“زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است . اسناد ، مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آن ها در مدارس، در کنار زبان فارسی، آزاد است.”
به نظر « نوام چامسکی» زبان شناس و منتقد آمریکایی، با توجه به ،ساختار جوامع امروزی که عمدتاًً چند زبانی اند، زندگی زبان ها در کنار یکدیگر به نوعی به غنای فرهنگی جامعه یاری می رساند و در تولید فرهنگ و ادبیات و پر بار شدن محیط هنری ، علمی و فرهنگی جامعه نقش بازی میکند.( همان:۱۵۷). مؤسسات، تشکیلات غیردولتى و امضاکنندگان «بیانیه جهانى حقوق زبانی» در بارسلونا گردهم آمده و با هدف اینکه مباحث اساسى زیرین لحاظ شود، از ۶ تا ۹ ژوئن سال ۱۹۹۶ تشکیل جلسه دادند و در نهایت اعلامیه جهانى حقوق زبانی به تصویب رسید.
الف) از دیدگاه سیاسى ، هدف ، طراحى روشى براى سازماندهى تکثر و تنوع زبانى به گونه اى است که به مشارکت مؤثر جمعیت هاى زبانىدر این مدل توسعه جدید اجازه دهد.
ب) از دیدگاه فرهنگى ، هدف ، تأمین و ایجاد محیط ارتباطات جهان ی سازگار با مشارکت برابر همه خل ق ها، جمعیت هاى زبانى و افراد درروند توسعه است.
ج) از دیدگاه اقتصادى ، هدف ، تشویق پایدار توسعه بر پایه مشارکت همه و بر اساس احت رام به تعادل محیط زیست جوامع و برقراری روابطبرابر بین همه زبان ها و فرهنگ ها است (اعلامیه جهانی حقوق زبانی، بارسلونا، ۱۹۹۶).
بنا بر قابلیت های زبان می توان اینگونه برداشت کرد که زبان به عنوان یکی از مؤلفه های شاخص فرهنگی که قابلیت ارتباط بالای انسانی را نشان میدهد، میتواند در زمینه ی گردشگری به شدت مورد توجه باشد.
۲-۴-۲ مذهب[۱۵]
برای دین تعریف های گوناگونی شده است، اگرچه از نظر جامعه شناسی، تعیین مرزهای دین کار مشکلی است با این حال مشکل بودن تعریف دین به چند دلیل میتواند باشد؛ مانند مشکل بودن تمییز بین امور دینی و مذهبی با امور مشابه و دیگر به علت تنوع ادیان و متفاوت بودن ادعاهای آن ها ( نوربخش، ۱۳۸۷: ۱۷۰). از این رو جدای از بحث تعریف دقیق دین و مذهب، سعی داریم که ارتباط مذهب و فرهنگ را دریابیم. رویکردهای متفاوتی نسبت به مذهب و فرهنگ وجود دارد. یکی از این رویکردها که با پژوهش ما ارتباط تنگاتنگی دارد، رویکرد تعاملی مذهب و فرهنگ است. رویکرد تعامل دین و فرهنگ، این است که این دو در عرض یکدیگر بوده، و با یکدیگر تعامل دارند. به این معنا که دین در فرهنگ سازی و فرهنگ، در دین تأثیرگذارده است و یا حداقل در شناخت از دین مؤثر میباشد. بر اساس این نظر، فرهنگ از اجزای مختلفی تشکیل شده است، که دین یکی از آن اجزا میباشد. آداب، رسوم، رفتارها، نهادها، ارزش ها، هنر، خط، زبان و عواملی از این دست بر روی هم، فرهنگ هر کشور را رقم میزنند ( پیروزمند، ۱۳۸۵: ۶). مذاهب یکی از مهم ترین وجوه عناصر فرهنگی ملت ها بوده است. از این جهت وجود مذاهب مختلف در یک منطقه موجبات فراهم آمدن عناصر فرهنگی ملموس و ناملموس مذهبی را ایجاد میکند.
ایران گسترهی بزرگ و ارزشمندی است که هم به گواه تاریخ چندین هزار ساله اش و هم به گواه موقعیت ممتاز جغرافیایی اش، منزلتی عظیم یافته و همیشه مأمن و جایگاه اقوام و مذاهب گوناگون بوده است. زیباییها و تنوع مذاهب چشم همه ی جهانیان را خیره کردهاست. حضور ادیان، ضرورت دیدگاهی فرا فرهنگی را در رویارویی با تنوع فرهنگی مطرح کردهاست (Sefidchian, 2008: 15).
از آنجا که دولت های ملی، تشکیلات و واحدهای سیاسی نوظهوری هستند و پس از پیدایش ادیان شکل گرفته اند، در هر واحد سیاسی ادیان گوناگونی سکونت دارند. دین از چند طریق باعث تنوع قومی می شود:
-
- از طریق نوآوری دینی؛
-
- بدعت یعنی انشعاب در یک دین؛